• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.

یاداشت

03اکتبر
چهارشنبه جهادی یا شوی آخر هفته؟

چهارشنبه جهادی یا شوی آخر هفته؟

درست وقتی تصاویرِ براقِ طرح «چهارشنبه جهادی» در اینستاگرام و واتساپ دست‌به‌دست می‌شود، از دل کوی سیلو صدایی بلند می‌شود که همه قاب‌های تبلیغاتی را می‌شکند.

25سپتامبر
عبدالحلیم حافظ؛ سلاح بی‌خشابِ جهان عرب
◻️ صدایی که فراموشی را شکست

عبدالحلیم حافظ؛ سلاح بی‌خشابِ جهان عرب

در میانه‌ی قرن بیستم، وقتی اشغال فلسطین، پیکره‌ی جهان عرب را زخمی کرد و شکست ۱۹۶۷، غرور ملت‌ها را در هم شکست، بسیاری از حاکمان عرب به سکوت پناه بردند یا بدتر، به سازش. اما در میان این خفت و خیانت، صدایی برخاست که نه از تریبون‌های رسمی، که از دل مردم بود: صدای عبدالحلیم حافظ. مردی که اسلحه نداشت، اما ترانه‌هایش از هر گلوله‌ای نافذتر بود.

17سپتامبر
وقتی کارگران خاک می‌خورند و نماینده ژست می‌گیرد

وقتی کارگران خاک می‌خورند و نماینده ژست می‌گیرد

عادت مصادره‌ی خبر، میراث نخستین روزهای بعد از پیروزی انتخاباتی کعب‌عمیر در سال ۹۸ و ۹۹ است؛ همان‌وقت که مشکل آب شرب کوی سلمان فارسی را به نام خود نوشت و شورای شهر تکذیب کرد، از همان‌جا، ژست «ناجی» کلید خورد و تا امروز ادامه دارد.

11سپتامبر
استاندار یک‌ساله و سایه انتظارات کاذب: پاسخی به نوشته‌ی «اسماعیل کمالی»

استاندار یک‌ساله و سایه انتظارات کاذب: پاسخی به نوشته‌ی «اسماعیل کمالی»

«آقای کمالی»، یادداشت شما با عنوان «موالی‌زاده و سایه سنگین بی‌دستاوردی» را خواندم. بگذارید صریح بگویم: من درباره عملکرد یک ساله استاندار موالی‌زاده، که وظیفه آن بر عهده روابط عمومی استانداری است، صحبت نمی‌کنم، آنچه برای من اهمیت دارد، نحوه تحلیل شما و پیامی است که به افکار عمومی منتقل می‌شود و این پیام، بی‌توجه به واقعیت‌ها، می‌تواند خطرناک باشد.

09سپتامبر
از این وعده به آن وعده، از این نشست به آن نشست: نقدی کوتاه به دکترین محمد کعب‌عمیر

از این وعده به آن وعده، از این نشست به آن نشست: نقدی کوتاه به دکترین محمد کعب‌عمیر

محمد کعب‌عمیر، سال‌هاست که در صحن مجلس نفس می‌کشد، پنج یا شش سال و هنوز، وقتی خبر تازه دفترش را می‌خوانی، همه چیز روی کاغذ است: نشست با وزیر، تاکید بر ضرورت، درخواست بودجه… و زمین؟ زمین خاموش و خالی، بی‌پروژه‌ای که تکمیل شده باشد.

09سپتامبر
در باب گزارشی که چهره‌ی شوش را گلگون می‌نماید
سلامت روی کاغذ!

در باب گزارشی که چهره‌ی شوش را گلگون می‌نماید

معمولاً اهل پیله‌کردن روی یک موضوع نیستم؛ حرفم را می‌زنم و باقی را می‌سپارم به قضاوت مردم. اما امروز گزارشی خواندم که هرچند ارائه‌اش حق طبیعی شبکه بهداشت و درمان است، انصافش جور دیگری بود؛ نه آن‌طور که به درد مردم بخورد، بیشتر شبیه یک بروشور تبلیغاتی بود برای دل‌خوشی مدیران. و همین‌جاست که نمی‌شود ساکت ماند.

08سپتامبر
بیمارستان شوش: قلب ۲۰۰ هزار نفر زیر فشار بودجه‌ای که کفاف نمی‌دهد

بیمارستان شوش: قلب ۲۰۰ هزار نفر زیر فشار بودجه‌ای که کفاف نمی‌دهد

اگر می‌خواهید معنای واقعی شکاف میان «آنچه خرج می‌کنیم» و «آنچه لازم داریم» را ببینید، کافی است به بیمارستان نظام‌مافی شوش نگاه کنید؛ تنها بیمارستان شوش و شهرستان تازه‌تأسیس کرخه، با جمعیتی بیش از ۲۰۰ هزار نفر. اینجا همه‌چیز روی شانه‌های یک بیمارستان قدیمی استوار است.

01سپتامبر
افتتاح ۱۹۳ پروژه در دزفول … و مقایسه‌ای لازم با شوش و اندیمشک / سخنی با فرماندار محترم شوش

افتتاح ۱۹۳ پروژه در دزفول … و مقایسه‌ای لازم با شوش و اندیمشک / سخنی با فرماندار محترم شوش

هفته‌ی دولت امسال، دزفول صحنه‌ی افتتاح و کلنگ‌زنی ۱۹۳ پروژه بود. ارزش این طرح‌ها بیش از ۱۰ هزار میلیارد ریال. از راه و صنعت گرفته تا مسکن، برق، گاز، فیبر نوری، ورزش، آب و فاضلاب، کشاورزی و آموزش‌وپرورش. فقط در بخش آموزشی و درمانی ۹ طرح با اعتبار یک‌هزار و ۳۰۰ میلیارد ریال به بهره‌برداری رسید. بسیاری هم بدون تشریفات رسمی، بی‌سروصدا آغاز شدند. این یعنی مدیریت عمل‌گرا.

23آگوست
در باب غفلت عجیب متولیان سلامت از مردم شوش و کرخه
به مناسبت روز پزشک و یک حق پایمال‌شده!

در باب غفلت عجیب متولیان سلامت از مردم شوش و کرخه

امروز شوش و کرخه با جمعیتی بیش از دویست‌هزار نفر، تنها یک بیمارستان دارند! یک عدد! کافی‌ست همین را کنار شاخص رسمی وزارت بهداشت بگذارید تا عمق فاجعه را ببینید: استاندارد کشوری می‌گوید برای هر هزار نفر جمعیت باید دست‌کم ۱.۶ تخت بیمارستانی وجود داشته باشد. یعنی شوش و کرخه باید بیش از ۳۲۰ تخت داشته باشند. آیا داریم؟ خیر! شاید خیلی کمتر از نصف این عدد. این یعنی بیمار شوشی یا کرخه‌ای یا باید در صف‌های طولانی بماند یا راهی اهواز و دزفول و اندیمشک شود.

10آگوست
در سوگ دو جوان؛ روایت محورهای مرگ در شوش

در سوگ دو جوان؛ روایت محورهای مرگ در شوش

در شوش، اواسط مرداد ۱۴۰۴، یعنی همین پنج روز اخیر، دو جوان در دو حادثه جداگانه اما شبیه به هم جان باختند. اهالی روستای دوار می‌گویند پهنای جاده، نبود علائم کافی، تاریکی شب و تردد بالا، این مسیر را به نقطه‌ای خطرناک بدل کرده است.