عارف شریفی صرخه: عادت مصادرهی خبر، میراث نخستین روزهای بعد از پیروزی انتخاباتی کعبعمیر در سال ۹۸ و ۹۹ است؛ همانوقت که مشکل آب شرب کوی سلمان فارسی را به نام خود نوشت و شورای شهر تکذیب کرد، از همانجا، ژست «ناجی» کلید خورد و تا امروز ادامه دارد.
نخستین نطقش در مجلس، طوفانی بود؛ همه مشکلات شوش و کرخه را ردیف کرد اما آنچه روی کاغذ پرشمارشده بود، روی زمین خاموش ماند. همه وعدهها مثل سایه روی دیوار بودند: «پررنگ در صحن، اما بیاثر در عمل».
از بیمارستان تا زیرساختها، از پتروشیمی و سیکل ترکیبی تا صنایع تبدیلی، همه پروژهها تاریخ کلنگ و روبان افتتاح داشتند، بازهی زمانی داشتند، اما هیچیک به سرانجام نرسید تنها وعدهای که تحقق یافت، پیروزی در دور دوم انتخابات بود، انتخاباتی از جنس کلنگهای نیمهتمام و افتتاحیههای خیالی!
اما درباره شرکت نیشکر هفتتپه … در این سالهای اخیر، کارگران هفتتپه، مدیرعامل، شرکت توسعه نیشکر و حتی استاندار، دهها بار نامه زدند و حضوری از رئیسجمهور و وزرای مربوطه سخت پیگیر شدند، هیچیک ادعا نکردند ناجیاند. اما نماینده، با یک صدم آن تلاشها، خبر مینویسد کار من بوده است! این مصادرهی «رنج جمعی»، مضحکتر از همیشه است.
پرسش روشن است: اگر روند واگذاری به تعویق افتاد یا شکست خورد، آیا کعبعمیر مسئولیت میپذیرد و عذرخواهی میکند؟ تجربهی پنجسالهاش میگوید: نه. در برابر پروژههای ناتمام سکوت میکند، اما برای لکهگیری آسفالت، جوی و جدول و پروژههای دهیاری، خبرها پر از «پیگیری خستگیناپذیر» میشوند.
در این میان، کسی نمیپرسد سند چشمانداز توسعه شوش یا کرخه کجاست؟ کسی سوال نمیکند چرا بخش عظیم کشاورزی شوش همچنان خامفروش است؟ چه شد طرحهای مصوب پتروشیمی و سیکل ترکیبی؟ چرا از طرح «تبعیض مثبت دولت» که میلیاردها تومان به شهرهای محروم داد، سهمی نصیب شوش نشد؟ شهرستانهای همجوار با کارآمدی و جذب اعتبارات میلیاردی، دهها سال جلو افتادهاند و شوش هنوز درگیر «جوی و جدول» است.
واقعیت این است که کعبعمیر استاد وعدهدادن است، نه تحقق وعدهها. پروژههای کوچک، در روایت او مثل وصلهای رنگی روی لباس کهنهاند، اما زخمهای بزرگ شوش همچنان بیمرهم ماندهاند و مردم این خاک خوب میدانند پشت واژههای پرطمطراق، هیچ چشماندازی روشن نیست.
انتهای پیام









