چایِ پرستار همیشه سرد میشود
نمایندگان خوزستان سهم استان از درآمد ۲۰ همتی را شفاف کنند
بچهها گران به مدرسه میروند
خانم وزیر؛ خوزستان را به اندازه باری که ایران بر شانههایش گذاشته، ببینید
آقای پزشکیان، جاده «ملا» را تا انتها بروید
بچههایی که دیگر کوچه را نمیشناسند
امروز ۲۹ آگوست است؛ روزی که جهان چند بار عوض شد
کیف ها آماده اند؛ بچه ها چطور؟
چای پرستار پیش از آنکه به لب برسد سرد میشود؛ درست مثل استراحت، رسیدگی به زندگی شخصی و فرصتی کوتاه برای کنار آمدن با مرگ بیمار. روایت یک پرستار از شیفتهایی که در آنها همیشه کسی منتظر کمک اوست.
فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، خوزستان را در اولویت تکمیل طرحهای راه و مسکن دانسته است؛ استانی که بخشی از بار اقتصاد ایران را بر دوش میکشد، اما همچنان با جادههای پرحادثه، تلفات سنگین رانندگی، عقبماندگی برخی کریدورها و فشارهای جدی در حوزه مسکن و سکونت روبهروست.
روایت قاچاق صدها میلیون لیتر سوخت توسط فردی ملقب به «ملا»، اگر درست باشد، بیش از آنکه از قدرت یک قاچاقچی بگوید، از ضعف زنجیرهای در تخصیص، حمل، نظارت و رهگیری سوخت حکایت دارد؛ ضعفی که دولت پزشکیان باید مسیر آن را از ابتدا تا انتها بازسازی کند.
یک توپ، چند دوست و کوچهای که تا غروب زنده بود؛ همینها برای ساختن یک عصر کودکی کافی بود. امروز بسیاری از آن کوچهها ساکتترند و بچهها سرگرمیهایشان را بیشتر روی صفحهها پیدا میکنند. شاید چیزی بیشتر از یک بازی را از دست دادهایم.
۲۹ اوت از آن روزهایی است که اگر تقویم را جدیتر ورق بزنیم، پشت یک تاریخ ساده، تصویری شگفتانگیز از بشر میبینیم؛ از تولد جان لاک و اندیشه آزادی تا انفجار نخستین بمب اتمی شوروی، از ادبیات و نقاشی تا سیاست خاورمیانه و روز جهانی مبارزه با آزمایشهای هستهای؛ گویی یک روز، همزمان روایت نبوغ و خطرهای انسان را در خود جا داده است.
هیچ جامعهای یکشبه خشن نمیشود؛ خشونت، از نخستین واژههایی آغاز میشود که کودکان از دهان بزرگترها میآموزند.
بعضی سکوتها، سکوت نیستند؛ پیاماند. پیامی که گاهی بلندتر از هر سخنرانی و رساتر از هر وعده انتخاباتی به گوش میرسد. سکوتی که وقتی طولانی میشود، دیگر نمیتوان آن را به حساب مشغله گذاشت؛ تبدیل میشود به یک شیوه، یک رویکرد و شاید حتی یک نگاه به قدرت.
ضعف آنتن رادیویی در شوش، معضلیست که در میان مشکلات فراوان شهرستان شاید کمتر به چشم بیاید
۱۵ سال از آغاز ساخت بیمارستان شهدای شوش میگذرد؛ پروژهای که با وجود پیشرفت فیزیکی قابل توجه، همچنان در مرحله تأسیسات و تجهیز متوقف مانده است. این یادداشت با نگاهی انتقادی، استمرار وعدههای بیسرانجام درباره این بیمارستان را عاملی برای فرسایش اعتماد عمومی و تداوم مشکلات درمانی مردم شوش و کرخه میداند.
برخی میگویند چون شهر مدرن شوش تنها ۱۰۵ سال قدمت دارد، تعزیهی «بیتچریم» نمیتواند ۲۰۰ سال پیش آغاز شده باشد.