جریده – عارف شریفی صرخه: فرزانه صادق روز سهشنبه در شادگان، هنگام افتتاح ۱۴ کیلومتر از باند دوم محور دارخوین ـ شادگان گفت خوزستان در اولویت طرحهای راه، مسکن و ریل قرار دارد؛ جمله امیدوارکنندهای است؛ اما برای فهم معنای واقعی «اولویت» بهتر است به جای روبان افتتاح، چند دقیقه کنار همان جاده بایستیم و ببینیم چه چیزی از روی آن عبور میکند.
احتمالا کامیونی که از کنار ما میگذرد فقط بار خوزستان را حمل نمیکند؛ خوزستان رتبه دوم حمل کالای کشور را دارد و مسئولان راهداری استان میگویند حدود ۷۰ درصد حمل کالاهای اساسی کشور از مسیر بندر امام و شبکه حملونقل این استان انجام میشود. فقط در سه ماه نخست امسال بیش از ۱۳.۸ میلیون تن کالا از مبادی خوزستان جابهجا شده و بیش از سه میلیون تن آن کالای اساسی بوده است.
اینجا اولین فرضیه شکل میگیرد: شاید مسئله خوزستان کمبود مطلق جاده نیست؛ مسئله، استانی بودن زیرساختی است که مأموریتی ملی بر دوش دارد.
دادهها این فرضیه را جدیتر میکنند؛ خوزستان از نظر راه روستایی حتی عقبافتاده نیست؛ ۹۱ درصد روستاهای بالای ۲۰ خانوار آن به راه آسفالته دسترسی دارند، در حالی که میانگین کشور ۸۶ درصد است؛ راهداری استان نیز در بهسازی راه و رفع نقاط حادثهخیز رتبههای بالای کشوری گرفته است.
پس چرا در سال ۱۴۰۴، ۱۲۴۵ نفر در جادههای همین استان کشته و بیش از ۱۹ هزار نفر مجروح شدند؟ این تناقض مهم است. شاید پاسخ این نباشد که «هیچ کاری نشده»؛ اتفاقا کار شده است؛ پاسخ محتملتر این است که سرعت توسعه و ایمنسازی راههای خوزستان هنوز به اندازه سرعتی نیست که اقتصاد ایران بار خود را روی آنها میگذارد.
وقتی بندر امام غذای کشور را تخلیه میکند، ماهشهر و بندر امام محصولات پتروشیمی را جابهجا میکنند، صنایع فولاد و کشاورزی بار تولید میکنند و شلمچه و چذابه میلیونها مسافر و زائر میپذیرند، یک محور خوزستانی دیگر صرفا «جاده بین دو شهرستان» نیست، بخشی از زنجیره تأمین ایران است.
در چنین شرایطی، هر جاده ناایمن خوزستان یک مشکل محلی نیست؛ یک بدهی ملی است که مردم خوزستان قسط آن را با جانشان میپردازند.
مسکن هم داستان مشابهی دارد؛ در سفر وزیر، افتتاح ۶۰۵۴ واحد مسکونی و واگذاری زمین به ۱۰ هزار و ۴۵۰ مشمول اعلام شده است؛ اعداد قابل توجهی هستند اما درست یک روز پیش از سفر، معاون مسکن استان گفت از حدود ۲۷ هزار واحد نهضت ملی که تخصیص طرح گرفتهاند، ۱۳ هزار واحد انبوهسازی در حال اجراست، سفتکاری حدود ۴۲۰۰ واحد تمام شده و تنها نزدیک به ۱۹۰۰ واحد به مراحل پایانی رسیدهاند. خود مسئولان نیز کمبود زمین دولتی، اراضی کشاورزی و حریمهای نفتی را از موانع توسعه مسکن در خوزستان میدانند.
پس فرضیه دوم این است: مسئله مسکن خوزستان فقط ساخت خانه نیست؛ مسئله حکمرانی زمین و شهر است.
این را یک عدد قدیمی اما تکاندهنده بهتر نشان میدهد؛ در آخرین سرشماری سراسری قابل مقایسه، فقط ۵۶.۸ درصد خانوارهای خوزستان مالک عرصه و اعیان خانه خود بودند؛ چهارمین نسبت پایین کشور. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نیز بعدها ۱۰۳ محله اسکان غیررسمی با بیش از ۳۱۵ هزار نفر جمعیت در خوزستان شناسایی کرد.
بنابراین خانم وزیر، اگر خوزستان واقعا «اولویت» است، معیار اولویت نباید تعداد پروژههایی باشد که افتتاح میشوند؛ یک سال دیگر برگردید و سه عدد را ببینید: چند نفر کمتر در جادهها کشته شدند؟ چند محور پرترافیک متناسب با باری که حمل میکنند ارتقا یافتند؟ و چند خانواده از صف «تخصیص زمین و واحد» واقعا به خانهای قابل سکونت رسیدند؟
چون مسئله خوزستان کمبود روبان برای بریدن نیست؛ مسئله استانی است که بخشی از بار ایران را حمل میکند، بخشی از غذای ایران از جادههایش میگذرد و بخشی از ثروت ایران در آن تولید میشود؛ اما هنوز باید برای جاده امن و خانه مناسب، سالها منتظر بماند.
خانم وزیر، خوزستان را در اولویت نگذارید چون فقط جنگ دیده است؛ خوزستان را در اولویت بگذارید چون هنوز ایران بر شانههایش بار میگذارد.
انتهای پیام










