جریده – فرزین یارمحمدی: «اعتماد»، گرانترین «سرمایه ملی» است و «وعده دروغین»، «تیغ زهرآگین» بر پیکره همین سرمایه. وقتی کارگزاران نظام در «بند بازی با الفاظ» گرفتار میشوند، ملت در «بند واقعیتهای سخت» میسوزند.
در تأملی بر این «فاجعه تدریجی»، به این حکایت نغز بنگرید:«در شبی سرد، سربازی به «سرمای جانکاه» تن داده بود و با آن میساخت. پادشاه از راه رسید، وعده «جامه گرم» داد، شاه به قصر رفت و وعدهاش را «فراموش» کرد. سرباز، دلخوش به آن وعده، دیگر «سختی سرما» را تاب نیاورد؛ در انتظار «گرما» یخ زد و جان سپرد. بر سنگ مزارش نوشتند: «سرمای شب» او را نکشت؛ «وعده پوچ» او را از پای درآورد…».
این حکایت، امروز بهتمامه بر احوال «شوش و کرخه» سایه انداخته است؛ دیاری که سالهاست نه از «شدت سرما»، که از «سوز وعدههایی» میمیرد که هیچگاه به قامت نیاز مردم نرسید.در دایرهی تکرار دردهای بیدرمان، ۱۵ سال است که بنای «بیمارستان شهدای شوش» در پیشگاه مسئولان سهل انگار، «بیرمق» مانده است. اگرچه ساختمان از حیث «سازه و سفتکاری» قد کشیده، اما در مرحلهی «تأسیسات و تجهیز»، از نفس افتاده است؛ عمارتی که باید «پناه درمان» باشد، به «مزار آرمان» بدل گشته و مردم را در جادههای ناامنی، سرگردان و فرسوده رها کرده است.
مدیران از «اعتبار» گفتهاند و مردم از «انتظار» چشیدهاند؛ حال آنکه در این شهر، رنج اصلی نه «کمبود قول»، که «تأخیر فعل» در پروژهای است که کالبدش مهیاست اما روح خدمتش ناپیداست. در این شهر، «عمارت» هست، اما «عافیت» نیست؛ «بنا» هست، اما «دوا» نیست. مسئولان، بیاعتنا به «نبض بیقرار درد»، «تیغ تدبیر» را به «مسلخ تأخیر» سپردهاند.
آنان در بولتنهای کاغذی، «فتح قلههای پیشرفت» را گزارش میکنند و مردم در «جادههای مرگ»، جان را نذر بیتدبیری میکنند. پرسش این مردم، دیگر نه «بودجه» است و نه «بهانه»؛ پرسششان این است که تا چه زمان باید میان تأسیسات صامت و توجیهات سیاسی قربانی شوند؟بیمارستان، «تعهد حاکم» در قبال جان شهروند است؛ نه «هدیه و هبهای» از سر تفضل، که هر زمان خواستند عطا کنند و هر وقت نخواستند، دریغ دارند.
وقتی «وعده اتمام»، ۱۵ سال بر لبان مسئولان میچرخد، دیگر نه «کسری بودجه»، که «قحطی اراده» عیان است. مردم شوش، دیگر «قربانی فقدان» نیستند؛ آنان ذوبشده در گرمای وعدههایی هستند که اگرچه دیوارش برپا شد، اما دروازهاش به روی رنج مردم گشوده نشد. وقت آن است که این «دایرهی انتظار» شکسته شود؛ نه با وعدههای تکراری مدیران، بلکه با «تصمیم فوری» و اقدام اجرایی.
انتهای پیام










