جریده – عارف شریفی صرخه: 1. امروز شوش و کرخه با جمعیتی بیش از دویستهزار نفر، تنها یک بیمارستان دارند! یک عدد! کافیست همین را کنار شاخص رسمی وزارت بهداشت بگذارید تا عمق فاجعه را ببینید: استاندارد کشوری میگوید برای هر هزار نفر جمعیت باید دستکم ۱.۶ تخت بیمارستانی وجود داشته باشد. یعنی شوش و کرخه باید بیش از ۳۲۰ تخت داشته باشند. آیا داریم؟ خیر! شاید خیلی کمتر از نصف این عدد. این یعنی بیمار شوشی یا کرخهای یا باید در صفهای طولانی بماند یا راهی اهواز و دزفول و اندیمشک شود.
2. تازه در حوزه پزشک و پرستار وضع حتی شرمآورتر است، شاخص کشوری برای پزشک حدود ۱۵ نفر به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعیت است. یعنی شوش باید حداقل ۳۲۰ پزشک داشته باشد. دارد؟ نه! شاید یکچهارم؟ نمیدانم! پرستاری هم همینطور: استاندارد جهانی میگوید سه پرستار به ازای هر تخت؛ آیا در شوش نصفش وجود دارد؟ اینها فقط عدد و رقم خشک نیستند، اینها یعنی جان آدمها، یعنی مرگ و زندگی.
3. اما مقایسهای تلختر از همه: در شوش برای جذب یک پزشک متخصص باید ماهها دوندگی کرد، اما برای هر انتخابات مجلس یا شورا صدها نفر داوطلب میشوند و به سراغتان میآیند! صف نامزدها آنقدر طولانیست که گویی این شهر نه مشکل پزشک دارد، نه بیمارستان، نه تخت و نه امکانات دیگر؛ تنها کمبودش صندلی قدرت است! همهشان هم با یک جمله مشترک میآیند: «ما درد شوش را میشناسیم و برای درمانش آمدهایم.» اما پرسش این است: اگر شناخت واقعی وجود داشت، چرا هنوز یک بیمارستان دوم ساخته نشده؟ چرا هنوز سرانه پزشک و پرستار در شوش و کرخه کمتر از استاندارد کشوریست؟ محرومیت اینجا بهجای پزشک، سیاستمدار تولید میکند؛ بهجای درمان، وعده میزاید.
4. حالا سؤال اینجاست: چرا؟ چرا شهری مثل شوش با این تاریخ و عظمت، با خاکی که از طلاست، با رودخانههای دائمی، شاهراههای حیاتی، زیارتگاهها و آثار باستانی و طبیعتی بینظیر و گردشگران خارجی و داخلی که میآیند و میروند، باید از امکانات محرپم باشد، باید تنها یک بیمارستان داشته باشد؟ مگر اصل ۲۹ قانون اساسی نگفته «بهرهمندی از خدمات بهداشتی و درمانی حق همگانی است»؟ مگر اصل سوم نگفته دولت موظف به توزیع عادلانه امکانات است؟ پس چرا در شوش و کرخه در مقایسه با استانداردهای کشوری و حتی در مقایسه با شهرستاهای همجوار، خبری از عدالت در توزیع امکانات و نیروی متخصص و پزشک درمانی نیست؟ کجای کار میلنگد؟
5. بله، پزشکان شوشی بسیاری داریم که در شهرهای دیگر میدرخشند، جراحان موفق، متخصصان مغز و اعصاب و قلب که نامشان مایه افتخار است. حتی برخیشان همچون سفیری برای مردم شوش در بیمارستانهای بزرگ کشور عمل میکنند. بعضی هم ماندهاند و همینجا با تعهد و سوادشان به مردم خدمت میکنند. روز پزشک را باید به همه آنان تبریک گفت. ترافیک تبریک این روز زیاد است، حتما مسئولان شوش و کرخه هم روز پزشک را تبریک گفتهاند اما مگر تبریک خشک و خالی، برای مردم، پزشک، تخت و پرستار و دارو و درمان میشود؟
6. مقصر کیست؟ اینجا دیگر جای تعارف نیست. دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز متولی مستقیم شبکه بهداشت و درمان شوش است. فرماندار شهرستان هم طبق قانون مسئول پیگیری زیرساختهاست. نماینده مجلس هم ابزار نظارت و قانونگذاری در دست دارد. پس چرا نتوانستهاند پزشک بیشتر و امکانات بهتری جذب کنند؟ خیلی بیشتر از آنچه که برای آن تبلیغ شده، نیاز است، به مقدار جمعیت و براساس استانداردها و بر مبنای قانون باید مطالبه کرد.
پینوشت: شوشی که تاریخ ایران را بر دوش میکشد، سزاوار توسعه است، سزاوار سرانه استاندارد تخت و پزشک و پرستار و رفاه است. مردم حق دارند بپرسند: چرا شوش و کرخه با این همه جمعیت و عظمت، هنوز کمبرخوردار از امکانات هستند، چرا فقط یک بیمارستان دارند، چرا در مقایسه با همسایگان، از قطار توسعه جا ماندهاند؟ چه کسی باید علت این مشکلات را تشخیص بدهد و راه علاج و درمان این بیماری مزمن دست چه کسی است؟ بگذریم … روز پزشک مبارک …
انتهای پیام









