از اسناد جهاد عشایر تا روایتهای مغفول دفاع مقدس / چالش ثبت نقش مردم عرب خوزستان در تاریخ ایران
وقتی مجازات بازدارنده نیست، چه کسی فشنگ بعدی را شلیک میکند؟
عدنان غریفی؛ نویسندهای که اقلیم، حافظه و زندگی مردم جنوب را به ادبیات پیوند زد
شکست بسکتبال ایران در نیمهنهایی؛ کره راهی فینال شد
چایِ پرستار همیشه سرد میشود
نمایندگان خوزستان سهم استان از درآمد ۲۰ همتی را شفاف کنند
بچهها گران به مدرسه میروند
خانم وزیر؛ خوزستان را به اندازه باری که ایران بر شانههایش گذاشته، ببینید
در تقویم تاریخ، برخی روزها بیش از یک اتفاق را در خود ثبت میکنند؛ روزهایی که تقارنشان تنها تصادفی نیست، بلکه حامل پیامی نمادیناند و ۲۹ اکتبر یکی از همان روزهاست: روزی که جوزف پولیتزر، روزنامهنگار آرمانگرا، درگذشت و رابرت راس، نقاش آرامشطلب، به دنیا آمد.
56 سال پیش، در گوشهای از شهر ساحلی «سیاتل» در شمالغربی ایالات متحده آمریکا، مدرسهای به نام «لیکساید» تصمیم گرفت، دانشآموزان را با کامپیوتر آشنا کند، در آن زمان، رایانهها پدیدهای نوظهور، گرانقیمت و ناشناخته بودند. مدرسه نمیتوانست یک دستگاه بخرد، اما تلاش کرد آن را اجاره کند، پس صندوقی راه انداخت و از خانوادهها خواست برای اجاره یک ساله رایانه PDP-10 کمک کنند نه برای سرگرمی، بلکه برای آشنایی فرزندانشان با فناوری، نتیجه؟ یکی از آن بچهها شد «بیل گیتس»!
با تصویب طرح جامع ستاد راهبری توسعه خوزستان، فرصت تاریخی فراهم شده تا توسعه از همانجایی آغاز شود که تمدن در ایران شکل گرفت: شوش.
هر وعدهای که داده میشود، در دل مردم انتظاری میسازد و اگر این انتظار بیپاسخ بماند، چیزی درون آنها میمیرد: امید، اعتماد، انگیزه برای مشارکت اجتماعی
در شوش، روز ۲ آبان، همایش پیادهروی برگزار شد، اتفاقی مثبت؛ جامعه را از خانه بیرون آورد و نفس شهر را برای چند ساعت تازه کرد اما فرهنگ پیادهروی زمانی شکل میگیرد که همهچیز در شهر به پیادهروی دعوت کند: خیابان، زمین، هوا، دیوار، نور، امنیت و از همه مهمتر: امید.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان خوزستان: تعطیلی زمینهای فوتبال نهتنها به حفاظت کمک نکرده، بلکه باعث افزایش آسیبها در سالهای اخیر شده است. ما مطالبه جوانان را درست و کاملاً بهحق میدانیم.
آیا با تعطیلی فوتبال، محوطه باستانی شوش بهتر حفظ شد؟پاسخ صادقانه، تلخ است: بهجای جوانانی که ورزش میکردند، حالا کنج هر تپه، معتادانی بساط پهن کردهاند، یعنی بهجای نشاط، سایهٔ ترس و بهجای مراقبت، بیسامانی. اگر حضور جوانان، روزی سپری برای حفاظت بود، اکنون نبودشان، محوطه را بیدفاعتر کرده است.
در این گزارش، روایت جنگ ۱۲ روزه از زبان مردم خوزستان را مرور میکنیم؛ از شوک اولیه تا ساعات پرتنش بعدی، از صدای انفجار تا سکوت خانهها، از ترس، تردید، و امیدی که هنوز خاموش نشده است.
در ادامه به تحلیل یادداشتهای خانم رشنویی خواهم پرداخت؛ تحلیلی که مبتنی بر مقایسهای روشن میان آن چیزی است که مدیران پایگاههای جهانی شوش و چغازنبیل طی هشت سال گذشته در عمل انجام دادهاند، آنچه در گفتار و نوشتار خود مطرح کردهاند، و آنچه که استانداردهای یونسکو بهعنوان معیارهای جهانی برای مدیریت میراث فرهنگی تعیین کرده است. این مقایسه، نه از سر تقابل، بلکه برای روشن شدن فاصله میان شعار و واقعیت، و برای کمک به اصلاح مسیر مدیریت میراث در سطح ملی و بینالمللی صورت میگیرد
شوش و کرخه؛ جادههایی که باید راه باشند، تبدیل به تهدید شدهاند. پروژههای نیمهتمام و توقفهای طولانی، مسیرها را بیپناه کرده و هر پیچ و ترک آسفالت، سایه مرگ را بر سر مردم میگستراند. هر حادثه، بار سنگین تازهای بر تنها بیمارستان شهرستان میگذارد و مردم همچنان میپرسند: چرا عبور از این جادهها هنوز گذر از دلهره و مرگ است؟