درخشش مدیرمسئول «صدای جریده» در جشنواره رسانهای روایت مقاومت/ «عارف شریفی صرخه» رتبه برتر بخش یادداشت را کسب کرد
اندیمشک؛ بازیگر ارزی ۱۶ همتی در اقتصاد کشاورزی خوزستان
چرا نژادپرستی بزرگترین هدیه به دشمن در «جنگِ روایتها» است؟
نخستین کانال تخصصی ترجمه «اخبار عربی به فارسی» راهاندازی شد + لینک عضویت
پارادوکس «شرمن» در جغرافیای قرن بیست و یکم/ نگاهی به تهدید اخیر ترامپ؛ چرا «زمین سوخته» در خاورمیانه جواب نمیدهد؟
مناظره در شبکه الجزیره با موضوع «ایران و ضربالاجل ترامپ»
عزم و ارادهی مثال زدنی در خطوط تولید / گزارش تصویری
پیشبینی نتیجه مذاکرات احتمالی بین ایران – آمریکا
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان خوزستان: تعطیلی زمینهای فوتبال نهتنها به حفاظت کمک نکرده، بلکه باعث افزایش آسیبها در سالهای اخیر شده است. ما مطالبه جوانان را درست و کاملاً بهحق میدانیم.
آیا با تعطیلی فوتبال، محوطه باستانی شوش بهتر حفظ شد؟پاسخ صادقانه، تلخ است: بهجای جوانانی که ورزش میکردند، حالا کنج هر تپه، معتادانی بساط پهن کردهاند، یعنی بهجای نشاط، سایهٔ ترس و بهجای مراقبت، بیسامانی. اگر حضور جوانان، روزی سپری برای حفاظت بود، اکنون نبودشان، محوطه را بیدفاعتر کرده است.
در این گزارش، روایت جنگ ۱۲ روزه از زبان مردم خوزستان را مرور میکنیم؛ از شوک اولیه تا ساعات پرتنش بعدی، از صدای انفجار تا سکوت خانهها، از ترس، تردید، و امیدی که هنوز خاموش نشده است.
در ادامه به تحلیل یادداشتهای خانم رشنویی خواهم پرداخت؛ تحلیلی که مبتنی بر مقایسهای روشن میان آن چیزی است که مدیران پایگاههای جهانی شوش و چغازنبیل طی هشت سال گذشته در عمل انجام دادهاند، آنچه در گفتار و نوشتار خود مطرح کردهاند، و آنچه که استانداردهای یونسکو بهعنوان معیارهای جهانی برای مدیریت میراث فرهنگی تعیین کرده است. این مقایسه، نه از سر تقابل، بلکه برای روشن شدن فاصله میان شعار و واقعیت، و برای کمک به اصلاح مسیر مدیریت میراث در سطح ملی و بینالمللی صورت میگیرد
شوش و کرخه؛ جادههایی که باید راه باشند، تبدیل به تهدید شدهاند. پروژههای نیمهتمام و توقفهای طولانی، مسیرها را بیپناه کرده و هر پیچ و ترک آسفالت، سایه مرگ را بر سر مردم میگستراند. هر حادثه، بار سنگین تازهای بر تنها بیمارستان شهرستان میگذارد و مردم همچنان میپرسند: چرا عبور از این جادهها هنوز گذر از دلهره و مرگ است؟
اهواز شهر سؤالهای بیجواب و روایتهای زیاد است، مثل رودخانهای که هر شاخهاش راه خودش را میرود و هیچکدام به دریا نمیرسد
در زبان عشایری، «تطبر» یعنی همین، یعنی زهرچشم، یعنی اعلان خشم، یعنی قبیلهای که در اختلاف مانده، شبانه پیامی آتشین میفرستد، پیامی که قرار است فقط هشدار باشد، اما گاهی مرگآور میشود، چون گلوله همیشه راه خودش را نمیفهمد، گاهی کمانه میکند، و در خانهای خاموش، کودکی را به خواب ابدی میبرد.
خبر آمد که یکی از ریشسفیدان قدیمی شوش، شیخ مجید خنیفر، دار فانی را وداع گفت، او متولد ۱۳۱۸ بود، در روستای بیت ناصر، همان حوالی که امروز نیشکر هفتتپه قامت کشیده است
جهان راههای متفاوتی را برای مدیریت سگهای ولگرد آزموده است؛ از عقیمسازی و واکسیناسیون گسترده تا پناهگاهها و فرهنگسازی. اما آنچه تعیینکننده است، توانایی شهرها در برقراری تعادل میان سه حق بنیادین است: «حق حیوان برای بقا»، «حق انسان برای امنیت» و «حق شهر برای نظم». در خوزستان، این تعادل به هم خورده است: سگهای ولگرد تهدیدی جدی برای کودکان و شهروندان هستند، مدیریت ناکافی و پناهگاههای نیمهکاره حق حیوانات را تضمین نمیکند و تغذیه بیرویه و پراکندگی زبالهها نظم شهر را مختل کرده است.
درست وقتی تصاویرِ براقِ طرح «چهارشنبه جهادی» در اینستاگرام و واتساپ دستبهدست میشود، از دل کوی سیلو صدایی بلند میشود که همه قابهای تبلیغاتی را میشکند.