جریده – عارف شریفی صرخه: نیمهشب خوزستان است، سکوت کوچه را تنها صدای سگهای دوردست میشکند، دو سایه آرام نزدیک میشوند، شعلهی کوچکی از فندک برمیخیزد، بنزین روی درب خانه پاشیده میشود و ناگهان آتش بالا میگیرد، چند گلوله در هوا رها میشود، صدایی کوتاه، هشداری خاموش، و بعد تاریکی دوباره همهچیز را میبلعد.
صبح، مردم از کنار درِ نیمسوخته میگذرند و با لحنی آرام اما پرمعنا میگویند: «دیشب تطبرشون کردن!»
در زبان عشایری، «تطبر» یعنی همین، یعنی زهرچشم، یعنی اعلان خشم، یعنی قبیلهای که در اختلاف مانده، شبانه پیامی آتشین میفرستد، پیامی که قرار است فقط هشدار باشد، اما گاهی مرگآور میشود، چون گلوله همیشه راه خودش را نمیفهمد، گاهی کمانه میکند، و در خانهای خاموش، کودکی را به خواب ابدی میبرد.
در خوزستان، خیلیها برای پایان دادن به این رسم کهنه، سالها تلاش کردهاند، بزرگان طوایف، روحانیون، فعالان فرهنگی، مقامات قضایی و شورای حل اختلاف، حتی معلمان روستاها …؛ جلسات آشتی، نشستهای صلح، کارگاههای فرهنگی، هزار بار و بیشتر برگزار شده اما هنوز گاهی شبهای خوزستان روشن میشود از شعلهی یک «تطبر».
سالهاست که دوربینهای مداربسته شاهدان زندهی این ماجرا شدهاند: مردانی نقابدار، دبههای بنزین، شعلههایی در دل تاریکی، صدای آتش و گلوله؛ گاهی تیر در دیوار مینشیند، گاهی در قلب بیگناهی و یک رسم قدیمی، ناخواسته به قتل تبدیل میشود و همهی اینها یعنی: «هنوز فاصلهی ما تا ریشهکن کردن این رسم غلط، زیاد است».
اما راه روشن است، فقط یک راه دارد: پناه بردن به قانون نه به قبیله، نه به خشم، نه به آتش.
دستگاه قضایی در سالهای اخیر تلاش زیادی کرده؛ بسیاری از پروندههای نزاعهای عشیرهای با میانجیگری شورای حل اختلاف به صلح انجامیده، خانوادههای زیادی دوباره کنار هم نشستهاند، و خونها پیش از ریختن، خشک شدهاند اما تا وقتی که قانون در عمل، فوری، قاطع و بازدارنده نباشد، این رسم غلط هنوز نفس میکشد، هنوز کسی در نیمهشبی دیگر ممکن است تصمیم بگیرد به جای دادگاه، کبریت را انتخاب کند، اینجاست که مجلس باید ورود کند برای پر کردن خلاهای قانونی.
ریشهکن کردن این رسم غلط، تنها با باور جمعی به قانون ممکن است، مردم باید مطمئن شوند که عدالت در زمان خود اجرا میشود، و هیچ نیازی به «خودجوشی عشایری» نیست، قانون، اگر بهموقع برسد، بهترین آتشنشان است.
تطبر، یعنی زخمی در دل خوزستان؛ زخمی که نه با انتقام، که با قانون درمان میشود، هیچ گلولهای عدالت نمیآورد، و هیچ آتشی، آرامش؛ و امنیت، وقتی برمیگردد که مردم به این فرهنگ باور کنند: قانون از قبیله قویتر است.
انتهای پیام









