جریده – عارف شریفی صرخه: توماس فریدمن، نویسنده نامدار و برنده سه جایزه «پولیتزر»، معتقد است جهان امروز درگیر مبارزهای میان دو نیروست: انگیزه برای رفاه و توسعه که نماد آن «لکسوس LS» است، و میل به حفظ هویت و سنتها که نماد آن «درخت زیتون» است.
این چالش بزرگ که بسیاری از جوامع را میان انتخابِ «مدرنیته» یا «اصالت» سرگردان کرده، در جغرافیای دزفول به یک توازنِ هوشمندانه رسیده است. دزفول امروز به مدلی تبدیل شده که نشان میدهد چگونه میتوان بدون بریدن از ریشهها، به سمت رفاه حرکت کرد.
این نگاهِ راهبردی زمانی برای من شفافتر شد که سخنان دکتر پاپیزاده، نماینده دزفول را در ویژه برنامه شبکه تهران به مناسبت ۴ خرداد (روز ملی مقاومت دزفول) میشنیدم؛ کلامی که فراتر از یک گفتگوی مناسبتی، در واقع ترسیمِ «نقشه راهِ شکوهِ دوباره یک شهر» بود.
دکتر پاپیزاده در این گفتگو با تکیه بر میراثی سخن گفت که نماد عینی همان «درخت زیتون» یا ریشههای هویتی دزفول است. وقتی او از جندیشاپور به عنوان نخستین دانشگاه جهان با قدمت ۱۸۰۰ سال یاد میکند، در واقع بر این نکته تأکید دارد که دزفول در ذات خود یک «مکتب دانایی» است و این پیشینه تاریخی و گردشگری بینظیر، مستحکمترین پایه برای بنایِ توسعهی امروز است.
او با افتخار از مردمی گفت که در سختترین سالهای جنگ و زیر موشکباران، هرگز شهر را ترک نکردند؛ این یعنی «فرهنگ پایداری» ریشهای چنان عمیق در خاک این شهر دارد که مقاومت را به بخشی از هویتِ زنده و جاری مردم تبدیل کرده است.
اما هنرِ اصلی نماینده دزفول در طول ادوار نمایندگیاش، ایفای نقشِ همان «حلقه وصلی» است که توانسته این درختِ زیتونِ باستانی را به «مدارِ توسعه و رفاه» متصل کند.
تحولاتی که در سالهای اخیر در حوزههای درمان، اقتصاد و گردشگری دزفول رخ داده، دیگر صرفا یک گزارش روی کاغذ نیست؛ این تغییرات امروز به وضوح در چهره شهر قابل مشاهده است و هر شهروندی که نگاهی منصفانه داشته باشد، آنها را به صورت ملموس در زندگی روزمره حس میکند.
شاید این سوال پیش بیاید که در میان این همه تلاشِ جمعی، سهمِ اثرگذارِ یک نفر کجاست؟ پاسخ را باید در تفاوتِ میان “داشتهها” و “خروجیها” جُست.
دزفول همیشه پتانسیلهای بزرگی داشته، اما آنچه امروز به شکل پروژههای زیربنایی به ثمر نشسته، حاصلِ حضورِ یک نیروی محرک و پیگیر به نام «عباس پاپیزاده» در ساختار تصمیمگیری کشور است.
تجربه عینی ما نشان میدهد که همتِ خیرین و انگیزه سرمایهگذاران، هرچقدر هم که بلند باشد، اگر با یک مدیریتِ مطالبهگر و هوشمند همراه نشود، در راهروهای اداری و بنبستهای بودجهای فرسوده میشود.
نقش دکتر پاپیزاده دقیقا همینجا به چشم میآید؛ او به عنوان یک تسهیلگرِ خستگیناپذیر، نه تنها مسیرِ سختِ دریافت مجوزها را برای بخش خصوصی و مردمی هموار کرد، بلکه با نفوذ و پیگیری مستمر، اعتباراتی را به بدنه شهر تزریق کرد که بدون آنها، بسیاری از این طرحها در حدِ یک ایده باقی میماندند.
وقتی میبینیم پروژهها از بنبست خارج شده و چرخِ توسعه با سرعتی متفاوت چرخیده است، به روشنی درک میکنیم که این دستاوردها، اتفاقی نبوده است. این پیشرفتها تاییدِ این واقعیت است که وقتی “ارادهی مردم” پشتوانهی یک “نمایندهی پیگیر” قرار میگیرد، نتیجهاش تحولی میشود که امروز در تمام گوشه و کنار این شهرستان به سادگی قابل دیدن و لمس کردن است.
انتهای پیام










