از اسناد جهاد عشایر تا روایتهای مغفول دفاع مقدس / چالش ثبت نقش مردم عرب خوزستان در تاریخ ایران
وقتی مجازات بازدارنده نیست، چه کسی فشنگ بعدی را شلیک میکند؟
عدنان غریفی؛ نویسندهای که اقلیم، حافظه و زندگی مردم جنوب را به ادبیات پیوند زد
شکست بسکتبال ایران در نیمهنهایی؛ کره راهی فینال شد
چایِ پرستار همیشه سرد میشود
نمایندگان خوزستان سهم استان از درآمد ۲۰ همتی را شفاف کنند
بچهها گران به مدرسه میروند
خانم وزیر؛ خوزستان را به اندازه باری که ایران بر شانههایش گذاشته، ببینید
وقتی سخن از جندیشاپور به عنوان نخستین دانشگاه جهان با قدمت ۱۸۰۰ سال میشود، در واقع بر این نکته تأکید میگردد که دزفول در ذات خود یک «مکتب دانایی» است و این پیشینه تاریخی و گردشگری بینظیر، مستحکمترین پایه برای بنایِ توسعهی امروز است.
ما در دزفول با ۵۰ اقدامِ متصل طی ۱۸ روز اول خرداد ماه روبرو هستیم که مثل قطعات یک ساعت، پشت سر هم کوک شدهاند و این چیدمانِ آجروار از بنیادینترین لایه، یعنی «اخذ مجوز و تخصیص ۵ هزار میلیارد تومان اعتبار ماده ۵۶» برای انقلاب در طرح جامع فاضلاب و آبرسانی آغاز شد.
همیشه فکر میکردیم برای پیشرفت باید چیزی «اضافه» کرد؛ مدام قطعه روی قطعه گذاشت و دستگاههای پیچیدهتر خرید اما انگار در اهواز، ماجرا برعکس شده است.
در تقویم تاریخ، برخی روزها بیش از یک اتفاق را در خود ثبت میکنند؛ روزهایی که تقارنشان تنها تصادفی نیست، بلکه حامل پیامی نمادیناند و ۲۹ اکتبر یکی از همان روزهاست: روزی که جوزف پولیتزر، روزنامهنگار آرمانگرا، درگذشت و رابرت راس، نقاش آرامشطلب، به دنیا آمد.
56 سال پیش، در گوشهای از شهر ساحلی «سیاتل» در شمالغربی ایالات متحده آمریکا، مدرسهای به نام «لیکساید» تصمیم گرفت، دانشآموزان را با کامپیوتر آشنا کند، در آن زمان، رایانهها پدیدهای نوظهور، گرانقیمت و ناشناخته بودند. مدرسه نمیتوانست یک دستگاه بخرد، اما تلاش کرد آن را اجاره کند، پس صندوقی راه انداخت و از خانوادهها خواست برای اجاره یک ساله رایانه PDP-10 کمک کنند نه برای سرگرمی، بلکه برای آشنایی فرزندانشان با فناوری، نتیجه؟ یکی از آن بچهها شد «بیل گیتس»!
با تصویب طرح جامع ستاد راهبری توسعه خوزستان، فرصت تاریخی فراهم شده تا توسعه از همانجایی آغاز شود که تمدن در ایران شکل گرفت: شوش.
هر وعدهای که داده میشود، در دل مردم انتظاری میسازد و اگر این انتظار بیپاسخ بماند، چیزی درون آنها میمیرد: امید، اعتماد، انگیزه برای مشارکت اجتماعی
آیا با تعطیلی فوتبال، محوطه باستانی شوش بهتر حفظ شد؟پاسخ صادقانه، تلخ است: بهجای جوانانی که ورزش میکردند، حالا کنج هر تپه، معتادانی بساط پهن کردهاند، یعنی بهجای نشاط، سایهٔ ترس و بهجای مراقبت، بیسامانی. اگر حضور جوانان، روزی سپری برای حفاظت بود، اکنون نبودشان، محوطه را بیدفاعتر کرده است.