درخشش مدیرمسئول «صدای جریده» در جشنواره رسانهای روایت مقاومت/ «عارف شریفی صرخه» رتبه برتر بخش یادداشت را کسب کرد
اندیمشک؛ بازیگر ارزی ۱۶ همتی در اقتصاد کشاورزی خوزستان
چرا نژادپرستی بزرگترین هدیه به دشمن در «جنگِ روایتها» است؟
نخستین کانال تخصصی ترجمه «اخبار عربی به فارسی» راهاندازی شد + لینک عضویت
پارادوکس «شرمن» در جغرافیای قرن بیست و یکم/ نگاهی به تهدید اخیر ترامپ؛ چرا «زمین سوخته» در خاورمیانه جواب نمیدهد؟
مناظره در شبکه الجزیره با موضوع «ایران و ضربالاجل ترامپ»
عزم و ارادهی مثال زدنی در خطوط تولید / گزارش تصویری
پیشبینی نتیجه مذاکرات احتمالی بین ایران – آمریکا
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان خوزستان: تعطیلی زمینهای فوتبال نهتنها به حفاظت کمک نکرده، بلکه باعث افزایش آسیبها در سالهای اخیر شده است. ما مطالبه جوانان را درست و کاملاً بهحق میدانیم.
آیا با تعطیلی فوتبال، محوطه باستانی شوش بهتر حفظ شد؟پاسخ صادقانه، تلخ است: بهجای جوانانی که ورزش میکردند، حالا کنج هر تپه، معتادانی بساط پهن کردهاند، یعنی بهجای نشاط، سایهٔ ترس و بهجای مراقبت، بیسامانی. اگر حضور جوانان، روزی سپری برای حفاظت بود، اکنون نبودشان، محوطه را بیدفاعتر کرده است.
در این گزارش، روایت جنگ ۱۲ روزه از زبان مردم خوزستان را مرور میکنیم؛ از شوک اولیه تا ساعات پرتنش بعدی، از صدای انفجار تا سکوت خانهها، از ترس، تردید، و امیدی که هنوز خاموش نشده است.
امروز، اول آبان ماه، روز ملی آمار و برنامهریزی است؛ روزی که یادآوری میکند بدون داده و تحلیل، هیچ برنامهای واقعاً کارآمد نخواهد بود، همانطور که هانس روسلینگ، پزشک و استاد آمار سوئدی، میگوید: «دادهها دروغ نمیگویند، اما نحوه تفسیرشان میتواند حقیقت را مخدوش کند.» شوش، با تکرار سالانه اعتراضها و گزارشهای مردمی، مصداق زنده این جمله است.
اهواز شهر سؤالهای بیجواب و روایتهای زیاد است، مثل رودخانهای که هر شاخهاش راه خودش را میرود و هیچکدام به دریا نمیرسد
درست وقتی تصاویرِ براقِ طرح «چهارشنبه جهادی» در اینستاگرام و واتساپ دستبهدست میشود، از دل کوی سیلو صدایی بلند میشود که همه قابهای تبلیغاتی را میشکند.
عارف شریفی صرخه: کودکی بستری بود، نه در بخش سوختگی، بلکه در بخش گوارش، اما صورتش سوخته بود، نه از حادثه، نه از آتشسوزی، بلکه از سیگار، دوستی از شوش در خوزستان این روایت را برایم تعریف کرد، مدتی ذهنم درگیر بود، نه فقط از درد کودک، بلکه از درد تفکری که هنوز نفس میکشد.
«آقای کمالی»، یادداشت شما با عنوان «موالیزاده و سایه سنگین بیدستاوردی» را خواندم. بگذارید صریح بگویم: من درباره عملکرد یک ساله استاندار موالیزاده، که وظیفه آن بر عهده روابط عمومی استانداری است، صحبت نمیکنم، آنچه برای من اهمیت دارد، نحوه تحلیل شما و پیامی است که به افکار عمومی منتقل میشود و این پیام، بیتوجه به واقعیتها، میتواند خطرناک باشد.
محمد کعبعمیر، سالهاست که در صحن مجلس نفس میکشد، پنج یا شش سال و هنوز، وقتی خبر تازه دفترش را میخوانی، همه چیز روی کاغذ است: نشست با وزیر، تاکید بر ضرورت، درخواست بودجه… و زمین؟ زمین خاموش و خالی، بیپروژهای که تکمیل شده باشد.
هفتهی دولت امسال، دزفول صحنهی افتتاح و کلنگزنی ۱۹۳ پروژه بود. ارزش این طرحها بیش از ۱۰ هزار میلیارد ریال. از راه و صنعت گرفته تا مسکن، برق، گاز، فیبر نوری، ورزش، آب و فاضلاب، کشاورزی و آموزشوپرورش. فقط در بخش آموزشی و درمانی ۹ طرح با اعتبار یکهزار و ۳۰۰ میلیارد ریال به بهرهبرداری رسید. بسیاری هم بدون تشریفات رسمی، بیسروصدا آغاز شدند. این یعنی مدیریت عملگرا.