جریده – عارف شریفی صرخه: هر سیاستمداری یک حساب بانکی دارد؛ نه در بانک مرکزی، بلکه در ذهن مردم؛ موجودی این حساب، اعتماد است. اعتماد هم قانون خودش را دارد؛ میتوان مدتی از آن برداشت کرد؛ با وعده، با امید، با هیجان و حتی با سخنرانیهای پرحرارت و آتشین، اما اگر این برداشتها با واریز همراه نباشد، حساب روزی به صفر میرسد.
به نظر میرسد محمد کعبعمیر، نماینده مردم شوش و کرخه در مجلس، اکنون به همان نقطه نزدیک شده است؛ اظهارات اخیر او درباره «بمب خبری» به مردم حوزه انتخابیهاش و همچنین ادعای عمل کردن به تمام وعدههایی که تاکنون سر داده، واکنشهایی را برانگیخته که یک واقعیت مهم را آشکار میکند: «افکار عمومی دیگر منتظر شنیدن وعده تازه نیست، بلکه منتظر تعیین تکلیف وعدههای قدیمی است».
این واکنشها تصادفی نیست؛ در علم ارتباطات سیاسی، یک اصل ساده وجود دارد؛ هر وعده، یک بدهی است. این بدهی با گذشت زمان از بین نمیرود؛ یا پرداخت میشود یا به بیاعتمادی تبدیل میشود؛ مشکل اصلی نیز دقیقا همینجاست.
وقتی این اصل را در کنار عملکرد سالهای گذشته قرار میدهیم، الگوی ارتباطی روشنتر میشود. در سالهای گذشته، کعبعمیر بارها با ادبیاتی هیجانآفرین سخن گفته است؛ گاهی از خبرها و وعدههای بزرگ، گاهی از اتفاقات مهم و گاهی از دشمنان فرضی یا موانعی که به گفته او اجازه ندادهاند برخی برنامهها و وعدههایش به نتیجه برسند.
اما این مدل ارتباطی شاید در موسم انتخابات کارآمد باشد، در حالی که در نیمه دوم یک دوره نمایندگی، قواعد بازی تغییر میکند؛ دیگر کسی نمیپرسد چه چیزی قرار است اتفاق بیفتد، همه میپرسند چه چیزی اتفاق افتاده است. این تفاوت، کوچک نیست؛ مرز میان تبلیغات و کارنامه است.
در ادامه همین مسیر، نکته دیگری نیز قابل توجه است؛ پس از واکنشها به اظهارات بحثبرانگیز کعبعمیر، او سکوت اختیار کرد. در سیاست، سکوت همیشه بیطرف نیست؛ گاهی سکوت، میدان را به تفسیر دیگران واگذار میکند.
و نتیجه طبیعی چنین وضعی این است که وقتی سیاستمدار توضیح نمیدهد، افکار عمومی جای خالی توضیح را با برداشت خود پر میکند؛ و معمولا این برداشت، خوشبینانه نیست.
از این نقطه به بعد، مسئله فقط گذشته نیست، بلکه زمان باقیمانده نیز اهمیت پیدا میکند. دو سال تا پایان این دوره باقی مانده است؛ دو سال، برای آغاز وعدههای جدید زمان زیادی نیست اما برای به سرانجام رساندن پروندههای نیمهتمام، هنوز فرصت وجود دارد.
در همین فضا، شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، اولویت تغییر کرده باشد؛ مردم کمتر به دنبال شنیدن «بمب خبری» هستند و بیشتر منتظر دیدن یک پروژه به پایان رسیدهاند؛ پروژهای که بتوان آن را لمس کرد، نه فقط درباره آن سخن گفت.
و اینجاست که معیار قضاوت روشنتر میشود. هر نمایندهای حق دارد بگوید پیگیری کرده است، اما در حافظه عمومی، «پیگیری» ثبت نمیشود؛ «نتیجه» ثبت میشود.
مردم معمولا مسیر را به خاطر نمیسپارند؛ مقصد را به خاطر میسپارند؛ اگر پروژهای به نتیجه برسد، کمتر کسی میپرسد چند جلسه برای آن برگزار شده است؛ اگر نرسد، تعداد جلسات نیز چیزی را تغییر نمیدهد.
در چنین زمینهای، یک خطای رایج در سیاست خود را نشان میدهد؛ سیاستمدارانی همچون کعبعمیر، معمولا تصور میکنند سرمایه سیاسی با سخنرانی و وعدهسرایی ساخته میشود، اما تجربه نشان میدهد سخنرانی فقط توجه میآورد، اعتماد نمیآورد؛ «اعتماد، محصول نتیجه است».
و حالا شاید مهمترین پرسشی که امروز پیش روی محمد کعبعمیر قرار دارد، این باشد که در پایان این دوره، مردم شوش و کرخه او را با کدام دستاورد به خاطر خواهند آورد.
چون در نهایت، در سیاست نیز مانند زندگی عمومی، حافظه مردم بیش از آنکه به وعدهها وفادار باشد، به نتایج وفادار است؛ « این کارنامه است که آخرین سخن را میگوید؛ نه تریبون».
انتهای پیام










