• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
0

چایِ پرستار همیشه سرد می‌شود

  • کد خبر : 6225
  • 13 سپتامبر 2026 - 13:59
چایِ پرستار همیشه سرد می‌شود
چای پرستار پیش از آنکه به لب برسد سرد می‌شود؛ درست مثل استراحت، رسیدگی به زندگی شخصی و فرصتی کوتاه برای کنار آمدن با مرگ بیمار. روایت یک پرستار از شیفت‌هایی که در آنها همیشه کسی منتظر کمک اوست.

علی شریفی صرخه: ساعت پنج صبح است. پرستار برای خودش چای ریخته، اما هنوز اولین جرعه را نخورده که صدای بیمار از راهرو می‌آید. لیوان روی میز می‌ماند. وقتی دوباره فرصت پیدا می‌کند، چای سرد شده است. چند دقیقه استراحت، نوشیدن چای یا رسیدگی به یک کار شخصی، هرکدام ممکن است بارها به تعویق بیفتد. در بیمارستان همیشه کاری هست که نمی‌تواند منتظر بماند.

یک پرستار بخش اورژانس برخی از تجربه‌های خود را روایت می‌کند؛ او از بیمارانی می‌گوید که در بدترین لحظه زندگی‌شان به اورژانس می‌رسند، از خانواده‌هایی که در اضطراب و ترس انتظار می‌کشند و از صحنه‌هایی که هرچند برای او تکراری نیستند، فرصت چندانی برای مکث و فکر کردن به آنها ندارد. او باید در فاصله کوتاهی از یک بیمار به بیمار دیگر برود، مراقبت کند، تصمیم بگیرد و در میان این همه درد، آرام بماند.

یکی از بیمارانی که به یاد می‌آورد، با سوختگی گسترده هنوز هوشیار است. درد دارد، کمک می‌خواهد و با پرستار حرف می‌زند. شاید از آینده بپرسد؛ از اینکه چه خواهد شد. پرستار می‌داند وضعیت او چقدر وخیم است. باید آرام بماند، مراقبت کند و ترسی را که خودش احساس می‌کند، به بیمار منتقل نکند.

کمی آن‌طرف‌تر، کودکی را می‌آورند که در آب جوش سوخته است. پرستار دستکش می‌پوشد و کارش را آغاز می‌کند؛ پوست آسیب‌دیده را از بدن کودک جدا می‌کند، زخم را تمیز می‌کند و پماد می‌زند. کودک گریه می‌کند و خانواده‌ بالای سرش ایستاده‌اند. پرستار درد آنها را می‌بیند، اما دست‌هایش باید دقیق بماند. صدای گریه کودک را می‌شنود و کارش را ادامه می‌دهد.

در همان شیفت ممکن است مصدوم تصادف برسد یا بیماری با سکته قلبی یا مغزی وارد اورژانس شود. گاهی فاصله میان زندگی و مرگ چند دقیقه است. دارو باید درست محاسبه شود، علائم حیاتی لحظه‌به‌لحظه بررسی شود و حتی تعداد قطرات سرم درست شمرده شود. ممکن است پرستار ساعت‌ها سرپا بوده باشد و از خستگی به زحمت ایستاده باشد؛ اما بیمار نمی‌تواند منتظر بماند تا او نفسی تازه کند.

و گاهی همه این تلاش‌ها به نجات بیمار ختم نمی‌شود؛ پرستار ممکن است چند دقیقه پیش با بیماری حرف زده باشد و حالا شاهد مرگ او باشد. ممکن است کنار مادری بایستد که فرزندش را از دست داده و آرام گریه می‌کند. ممکن است بیماری را ببیند که پس از یک اقدام به خودکشی برای زنده ماندن تلاش می‌کند. صحنه تمام شده، اما اثرش لزوما با خالی شدن تخت از بین نمی‌رود.

پرستار فرصت سوگواری ندارد؛ خانواده می‌تواند برای مرگ عزیزش گریه کند، فروبریزد و زمانی برای پذیرفتن آنچه رخ داده بخواهد. پرستار اما باید به کارش برگردد. شاید هنوز چهره بیماری که از دست رفته در ذهنش باشد، اما باید داروی بیمار دیگری را آماده کند. شاید صدای گریه یک مادر هنوز در گوشش مانده باشد و چند دقیقه بعد مجبور شود با آرامش بالای سر بیمار دیگری حاضر شود.

اما فشار کار فقط از کنار تخت بیمار نمی‌آید. همراه بیماری که از ترس و اضطراب عصبانی است، ممکن است خشمش را سر پرستار خالی کند؛ با تندی حرف بزند، اعتراض کند یا حتی بی‌احترامی کند. گاهی آن‌قدر درگیر نگرانی برای بیمار خودش است که خستگی پرستاری را که تمام ساعت‌های شیفت بالای سر بیماران بوده، نمی‌بیند. نمی‌بیند او شاید از چند ساعت قبل فرصت نشستن نداشته، غذایش را نخورده یا حتی چای صبحش را هم نتوانسته بنوشد.

برای همراه، بیماری که روی تخت افتاده تمام جهان است. اما پرستاری که مقابل او ایستاده، ساعت‌هاست با درد، ترس و مرگ بیماران دیگر روبه‌رو بوده است. شاید چند دقیقه پیش برای نجات بیماری دیگر تلاش کرده و حالا باید با همان تمرکز به بیمار این همراه برسد. با این حال، پرستار معمولا وارد بحث نمی‌شود. باید تمرکزش را حفظ کند و به بیماری برسد که هنوز به او نیاز دارد.

بیرون از بیمارستان هم زندگی منتظر او نمانده است. حقوق ناچیز است و مطالبات پرستار گاهی ماه‌ها برای پرداخت عقب می‌افتد. اجاره خانه و هزینه‌های زندگی هم با پایان شیفت تمام نمی‌شوند. اما وقتی پرستار وارد اتاق بیمار می‌شود، باید این نگرانی‌ها را برای چند ساعت کنار بگذارد.

دوازده ساعت ایستادن، شب‌کاری و خستگی را می‌توان شمرد. آنچه در ذهن پرستار می‌ماند، کمتر دیده می‌شود. تصویر کودک سوخته، صدای گریه مادری که فرزندش را از دست داده یا چهره بیماری که برای زنده ماندن تلاش کرده، لزوما با پایان شیفت تمام نمی‌شود. بعضی صحنه‌ها از بیمارستان بیرون می‌آیند و تا خانه همراه پرستار می‌روند.

شیفت تمام می‌شود. پرستار لباس کارش را عوض می‌کند، از بیمارستان بیرون می‌آید و به خانه برمی‌گردد. چند ساعت بعد دوباره باید بیدار شود و به همان راهروها برگردد؛ به همان اتاق‌ها، همان صداها و همان بیمارانی که منتظرند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://sedayejaride.ir/?p=6225

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 2
  1. واقعاً برخی واژه‌ها عین واقعیت را به تصویر می‌کشند. شاید این حرف‌ها برای خیلی‌ها کلیشه‌ای یا حتی باورنکردنی به نظر برسد، اما برای کادر درمان یا خانواده‌هایشان کاملاً ملموس و معنادار است؛ افرادی که با وجود تمام این سختی‌ها، باید با این حقوق ناچیز و تورم نامتعارف، هزینه‌های یک ماه را هم مدیریت کنند.

    • برادر ارجمند و محترم، ازینکه وقت گذاشتید و مطلب رو مطالعه نمودید بسیار متشکریم، همراهی‌تان انرژی ما را برای بیان مطالبات و دغدغه‌های شما عزیزان مضاعف می‌کند‌. پاینده و برقرار باشید

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.