علی شریفی صرخه
بعضی سکوتها، سکوت نیستند؛ پیاماند. پیامی که گاهی بلندتر از هر سخنرانی و رساتر از هر وعده انتخاباتی به گوش میرسد. سکوتی که وقتی طولانی میشود، دیگر نمیتوان آن را به حساب مشغله گذاشت؛ تبدیل میشود به یک شیوه، یک رویکرد و شاید حتی یک نگاه به قدرت.
در شوش و کرخه، این روزها حرف از همین سکوت است. از «سینِ بدون پاسخ».
شهروندانی که تماس میگیرند، پیام میفرستند، مطالبه میکنند و نقد مینویسند، اما آن سوی خط، پاسخی نمیشنوند. گویی میان مردم و نمایندهای که روزی با رأی آنان راهی مجلس شد، دیواری نامرئی قد کشیده است؛ دیواری که صداها را عبور میدهد، اما پاسخها را نه.
در ادبیات سیاسی، برای این فاصله گرفتن تدریجی از نقد و پاسخگویی، واژهای وجود دارد؛ «بناپارتیسم». وضعیتی که در آن صاحب قدرت، آرامآرام خود را بینیاز از توضیح میبیند و رابطه دوسویه با جامعه، به مسیری یکطرفه تبدیل میشود. مردم میگویند، میپرسند و مطالبه میکنند؛ اما پاسخ، در جایی میان راه گم میشود.
نماینده شوش و کرخه اکنون در نیمه دوم دومین دوره حضور خود در مجلس قرار دارد. طبیعی است که هرچه زمان میگذرد، حجم پرسشها بیشتر شود. مردم حق دارند بدانند سرنوشت وعدههایی که بارها تکرار شدند، به کجا رسیده است.
بیمارستانی که هر بار تاریخ تازهای برای افتتاحش اعلام میشود اما همچنان در پیچوخم وعدهها گرفتار است. زیرگذری که سالهاست از آن سخن گفته میشود اما هنوز در حد حرف باقی مانده. طرحی با عنوان پرطمطراق «انقلاب روشنایی» که چراغهای خاموش جاده شوش تا سهراهی هفتتپه، روایت دیگری از آن را بازگو میکنند. و فهرستی بلند از وعدههایی که زیر لایهای از خاک زمان مدفون شدهاند.
مردم معجزه نمیخواهند. انتظار ندارند همه مشکلات یکشبه حل شود. حتی موانع، کمبود اعتبارات و پیچیدگیهای اداری را هم میفهمند. آنچه مطالبه میکنند، چیزی بسیار سادهتر است؛ توضیح. گزارشی روشن از آنچه انجام شده، آنچه متوقف مانده و آنچه قرار است در آینده اتفاق بیفتد.
سرمایه اجتماعی، موجودی شکننده است. نه با یک تصمیم ناگهانی ساخته میشود و نه با یک سخنرانی احیا. اعتماد، از دل گفتوگو متولد میشود و با پاسخگویی دوام میآورد. وقتی پرسشها بیپاسخ میمانند، مردم کمکم به این نتیجه میرسند که صدایشان شنیده نمیشود. و این، آسیبی است که پیش از هر چیز به نهاد نمایندگی وارد میشود.
«سینِ بدون پاسخ» فقط یک تعبیر رسانهای نیست؛ شرح حال وضعیتی است که در آن پیامها میرسند، نقدها خوانده میشوند و مطالبات مطرح میشوند، اما پاسخی در کار نیست.
سکوت شاید بتواند زمان بخرد، اما اعتماد نمیسازد. پرسشها را به تعویق میاندازد، اما حذف نمیکند. مردم شوش و کرخه حق دارند صدای خود را در رفتار و گفتار نماینده منتخبشان ببینند و بشنوند؛ چرا که پاسخگویی نه لطف سیاسی است و نه امتیازی تشریفاتی؛ جوهره نمایندگی است. همان چیزی که اگر کمرنگ شود، فاصله میان مردم و قدرت هر روز بیشتر از دیروز خواهد شد.











تشکر میکنم از شما استاد بزرگوار بابت:بودن شما، صدای مردم بودن و بیان دغدغههای تاریخی شهر