عارف شریفی صرخه: تا به حال فکر کردهاید یک برگ نیشکر چه داستانی برای گفتن دارد؟ من فکر نکرده بودم تا وقتی که در یکی از برنامههای اینترنتی، تصویری توجهم را جلب کرد: دختری جوان، با تاجی از برگ نیشکر که روی سکویی چوبی در شهری کوچک در جنوب آمریکا ایستاده بود.
او «ملکه نیشکر» بود، پشت سرش، رژهای از تراکتورها، کارگران، و خانوادههایی که زندگیشان با نیشکر گره خورده بود، در خیابانهای نیوبر (New Iberia) در ایالت لوئیزیانا حرکت میکردند. آن تصویر، ساده بود اما عمیق، استعارهای از اینکه چگونه یک ساقه شیرین میتواند ستون فقرات یک جامعه باشد.
نیوبر، شهری در ایالت لوئیزیانا آمریکا، قلب کمربند نیشکری آمریکاست، اطراف آن مزارع وسیع نیشکر تا افق امتداد دارند و کارخانهها و صنایع وابسته، اقتصاد منطقه را شکل میدهند. هر ساله جشنواره نیشکر در این شهر برگزار میشود که شامل رژه، موسیقی محلی و انتخاب «ملکه نیشکر» است و زندگی مردم با فصل کاشت و برداشت این محصول عجین شده است. نیوبر نه فقط یک شهر، بلکه نماد فرهنگ و اقتصاد نیشکری لوئیزیانا است.
در آمریکا، از سال ۱۹۳۷، جشنواره نیشکر لوئیزیانا برگزار میشود، در آن، «Queen Sugar» یا همان «ملکه نیشکر»، نهفقط نماد زیبایی، بلکه سفیر فرهنگی و اقتصادی صنعت نیشکر است.

در کلمبیا، شهر کالی در استان واله دل کائوکا، میزبان جشنواره ملکه نیشکر «Reina de la Caña» است؛ آیینی که با لباسهای سنتی و رقصهای محلی، اتحاد کشاورزان و نوآوری صنعتی را جشن میگیرد.

در فیلیپین، شهر باکولود در جزیره نِگروس، با جشنواره پیمان نیشکر «Panaad» چهرههایی از دل خانوادههای نیشکرکار را بهعنوان صدای زمین معرفی میکند. این جشنوارهها، هرکدام بهنوعی، نیشکر را از یک محصول کشاورزی به یک عنصر فرهنگی تبدیل کردهاند.

عددهایی که تاج میسازند
اما در ایران، ما ملکهای داریم که نه بر سکو، بلکه بر خاک ایستاده است، تاجش از طلا نیست، از تفاله نیشکر (باگاس) و فولاد است، نامش «شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی» است.
در سال ۱۴۰۴، این شرکت موفق شد ۸۶۶ هزار تُن شکر سفید تولید کند، ۲۰ درصد بالاتر از ظرفیت اسمی. این یعنی نهتنها تاج تولید را بر سر دارد، بلکه از سقفهای تعریفشده عبور کرده است.

بر اساس گزارش رسمی وزارت جهاد کشاورزی در همان سال، این شرکت بهتنهایی حدود ۴۵ درصد نیاز کشور به شکر را تأمین کرده است. اگر تولید سایر واحدهای نیشکری و چغندری استان خوزستان را هم حساب کنیم، بیش از ۵۵ درصد شکر ایران از همین استان میآید.
واحدهای تصفیهای که پیشتر ۶۰۰ تن در روز ظرفیت داشتند، حالا بیش از ۷۰۰ تن در روز شکر تصفیه میکنند، این یعنی ظرفیت نظری، دیگر سقف نیست؛ کفِ توان عملیاتی است.
ملکهای با دو بال
شرکت توسعه نیشکر، همانطور که از نامش پیداست، فقط شکر تولید نمیکند؛ بلکه بال دومش، صنایع جانبی است، صنایعی که از دل نیشکر، زندگی صنعتی میسازند. این شرکت، با هفت کشت و صنعت فعال از سلمان فارسی تا دهخدا، و با پیوستن شرکت هفتتپه در سال ۱۴۰۰، حالا به بزرگترین هلدینگ نیشکری ایران تبدیل شده است.

در حوزه تولید شکر، ظرفیت سالانه به ۸۰۰ هزار تُن شکر سفید رسیده است؛ محصولی که نهفقط برای مصرف خانگی، بلکه برای صنایع غذایی، دارویی و صادراتی کاربرد دارد. اما داستان این ملکه فقط به شکر ختم نمیشود. از دل همین نیشکر، شکرهای طعمدار، دارویی، قهوهای، پودری و حتی مایع تولید میشود، محصولاتی که در مجموع، نشاندهنده تنوع و نوآوری در فرآوری قند طبیعی هستند.
در بخش صنایع جانبی، خوراک دام با ظرفیت ۷۰ هزار تُن در سال، نقش مهمی در تأمین پروتئین دامی کشور دارد. تختههای صنعتی MDF که از باگاس ساخته میشوند، با ظرفیت ۱۳۲ هزار متر مکعب، نهتنها جایگزین چوب در صنعت مبلمان شدهاند، بلکه به حفظ جنگلها نیز کمک میکنند.

الکل طبی، یا همان اتانول زیستی، با تولید سالانه ۳۳ میلیون لیتر، در دوران کرونا به یکی از حیاتیترین محصولات این شرکت تبدیل شد و خمیرمایه، با ظرفیت ۱۰ هزار تُن، در صنعت نان و شیرینیپزی کشور نقش کلیدی دارد.
و در نهایت، گاز دیاکسید کربن که با ظرفیت خالصسازی ۱۰۰۰ کیلوگرم در ساعت تولید میشود، در صنایع نوشیدنی، داروسازی و کشاورزی کاربرد دارد.
این ارقام، برگرفته از گزارش عملکرد سالانه شرکت توسعه نیشکر در فروردین ۱۴۰۴ هستند و نشان میدهند که این شرکت، نهفقط تولیدکننده شکر، بلکه یک اکوسیستم صنعتی کامل است، ملکهای با دو بال: یکی در مزرعه، دیگری در کارخانه.
توسعهای فراتر از شکر
اما تاج این ملکه، فقط اقتصادی نیست؛ اجتماعی هم هست. جلوگیری از خروج ۷۰۰ میلیون دلار ارز تا تربیت نیروی انسانی ماهر، از کاهش مهاجرت روستایی تا طراحی شهر جدید شیرینشهر، از بهبود محیط زیست با کشت زمینهای درجه ۵ تا تقویت امنیت غذایی کشور، همه نشان میدهند که این شرکت، معمار توسعه منطقهای است.

اما ریشه این ملکه، به سال ۱۳۶۲ برمیگردد؛ زمانی که شورای شکر کشور تشکیل شد و وزارت کشاورزی مأمور شد تا هفت کشت و صنعت نیشکری در خوزستان ایجاد کند. طبق بند هـ تبصره ۲۹ قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، این مأموریت به واقعیت پیوست. امروز، سهام این شرکت میان بانک صادرات، بانک ملی و وزارت جهاد کشاورزی تقسیم شده است، نمادی از مشارکت ملی در یک پروژه ملی.

ما این خاک را شیرین کردیم، با دست خودمان، با دلمان
در جهانی که ملکه نیشکر با رژه و لباس سنتی معرفی میشود، ایران ملکهای دارد که با عدد، با خاک، با کارخانه و با انسان معرفی میشود.
شاید وقت آن رسیده باشد که خوزستان، نهفقط بهعنوان تولیدکننده شکر، بلکه بهعنوان صاحب آیین نیشکر شناخته شود. جشنی که ملکهاش، یک شرکت باشد. نمادی از پیوند خاک و صنعت، از مهندسی و مردم.
حتی میتوان از میان کودکان نیشکرکاران، چهرهای را برگزید که آینده را نمایندگی کند، نهفقط زیبایی، بلکه امید، تلاش و تداوم، زیرا گاهی، یک تاج واقعی از هزار تاج نمادین ارزشمندتر است؛ بهشرط آنکه دیده شود، فهمیده شود، و به آن افتخار کنیم.
انتهای پیام








