علی شریفی صرخه: سال تحصیلی هنوز شروع نشده، اما دخلوخرج خانوادهها زودتر از زنگ مدرسه به صدا درآمده است. شهریور برای خانوادههای دانشآموزان فصل خرید است؛ دفتر و مداد و کیف و کفش، لباس فرم، هزینه سرویس و البته پولی که هر روز باید در جیب دانشآموز گذاشته شود تا زنگ تفریح گرسنه نماند. هرکدام از این هزینهها شاید در نگاه اول رقم بزرگی به نظر نرسد، اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویر دیگری شکل میگیرد؛ تصویر خانوادهای که از هفتهها قبل باید برای مدرسه حسابوکتاب کند.
در این میان، خوراکی مدرسه از آن هزینههایی است که معمولا در فهرست خرجهای بزرگ دیده نمیشود. اما هزینهای که هر روز تکرار شود، دیگر کوچک نمیماند.
در یکی از سوپرمارکتهای شهرستان خرمشهر، شیر ۲۰۰ میلیلیتری حدود ۴۵ تا ۵۰ هزار تومان قیمت دارد. ارزانترین کیک حدود ۳۰ هزار تومان فروخته میشود و قیمت بسیاری از کیکها به حدود ۵۰ هزار تومان میرسد. سید عقیل فاخری، صاحب این فروشگاه در روستایی حدود ۱۰ کیلومتری مرکز شهر، میگوید قیمت بعضی کالاها در ماههای اخیر سه تا چهار بار تغییر کرده است.
به گفته او، دانشآموزی که ۱۰۰ هزار تومان همراه خود داشته باشد، در سادهترین حالت میتواند یک شیر و یک کیک بخرد؛ ترکیبی که به گفته خودش «معمولا بچه را راضی نمیکند».
اگر یک شیرموز ۵۵ هزار تومانی و یک کیک ۳۰ هزار تومانی را در نظر بگیریم، هزینه یک خوراکی ساده در یک زنگ تفریح به ۸۵ هزار تومان میرسد. با فرض ۲۰ روز مدرسه در ماه، همین یک وعده در ماه حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان هزینه دارد و در ۹ ماه تحصیلی به حدود ۱۵ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان میرسد؛ فقط برای یک دانشآموز و فقط برای یک وعده خوراکی در روز.
این محاسبه یک سناریوی نمونه بر اساس قیمتهای فعلی است. همه دانشآموزان هر روز از بوفه خرید نمیکنند و بسیاری از خانوادهها خوراکی را از خانه میفرستند. با این حال، عدد نشان میدهد هزینههای مدرسه همیشه با یک پرداخت بزرگ از راه نمیرسند. گاهی هر روز چند ده هزار تومان از جیب خانواده خارج میشود و در پایان ماه، رقم قابل توجهی شکل میگیرد.
ماجرای یک خانواده اهوازی، این هزینه روزانه را ملموستر میکند.
سید علی سواری، معاون یک دبیرستان در شهرستان کارون (کوت عبدالله) و پدر یک پسر و یک دختر، سال گذشته برای رفتوآمد پسرش با یک انتخاب سخت روبهرو شد. مدرسه پسرش از خانه فاصله داشت و هزینه سرویس برای خانواده سنگین بود. بنابراین خودش مجبور شد هر طور شده فرزندش را به مدرسه برساند و برگرداند.
اما این انتخاب هزینه دیگری داشت؛ زمان.
سواری میگوید بسیاری از روزها پسرش مدت زیادی مقابل مدرسه منتظر میماند تا کار پدر در مدرسه تمام شود و بتواند دنبالش برود. خودش هم باید میان کار مدرسه و رفتوآمد فرزندش زمانبندی میکرد. فشار مالی، در اینجا خودش را به شکل دیگری نشان داده بود: حذف سرویس و اضافهشدن یک مسئولیت روزانه به زندگی پدر.
لوازمالتحریر هم برای این خانواده تجربه مشابهی رقم زده است. پسر سواری کلاس اول ابتدایی بوده و هنگام خرید وسایل مدرسه، خانواده با قیمتهایی روبهرو شده که آنها را وادار به خرید کاملا اقتصادی کرده است.
بعد از آن، رفتار خانواده با وسایل مدرسه هم تغییر کرده است. هر روز به کودک یادآوری میکردند وسایلش را گم نکند، چون جایگزینکردن آنها هزینه دارد.
سواری کودکی خودش را به یاد میآورد؛ زمانی که گمشدن مداد یا پاککن اتفاق عجیبی نبود. وسیله ارزان بود و بهراحتی جایگزین میشد. حالا اما حتی گمشدن یک مداد هم میتواند برای خانواده مسئله باشد.
تغییر فقط در قیمت مداد و پاککن رخ نداده؛ رابطه کودک با وسایل شخصیاش هم تغییر کرده است. چیزی که زمانی بخشی عادی از کودکی بود، حالا میتواند به موضوع تذکر و بازخواست روزانه تبدیل شود.
اما روایت سواری درباره خوراکی مدرسه، از این هم سنگینتر است.
خانواده در ابتدا برای پسرشان خوراکی میخریدند یا از خانه برایش میگذاشتند. مدتی که گذشت، حسابوکتاب کردند و به گفته سواری متوجه شدند هزینه خوراکی مدرسه حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد حقوق او را مصرف میکند؛ حقوقی که پیش از آن باید صرف اجاره خانه، اقساط و سایر هزینههای زندگی میشد.
او میگوید: «این تازه برای مدرسه است؛ وقتی میآید خانه چی؟ باز هم میخواهد.»
راهحل خانواده در بلندمدت، فاصلهگرفتن از خریدهای بوفه بود. نان و پنیر، ماکارونی، کباب شامی و غذاهای خانگی جای بخشی از خریدهای روزانه را گرفتند. حتی معلم فرزندش هم به خانوادهها توصیه کرده بود پول دستی کمتری در اختیار بچهها بگذارند تا خرید از بوفه کاهش پیدا کند.
خوراکی مدرسه، به این ترتیب، از یک خرید ساده به تصمیمی درباره الگوی مصرف خانواده تبدیل شده است.
محمد طرفی، فروشنده یک واحد لبنیاتی در پردیس اهواز و پدر یک دختر ششساله، همین تغییر را از پشت پیشخوان فروشگاه میبیند. به گفته او، قیمتها گاهی در فاصله کوتاهی چند بار تغییر میکنند و خانوادهها برای کنارآمدن با گرانی، یا برند را عوض میکنند یا مقدار خرید را کاهش میدهند.
او میگوید مشتریانی را میبیند که تقریبا همان مقدار پول قبلی را خرج میکنند، اما در مقابل محصول کمتری میبرند. بعضی محصولات باکیفیتتر از سبد خرید خانوادهها حذف شدهاند و پنیرهای فلهای و ارزانتر جای آنها را گرفتهاند. طرفی از حذف سرشیر از سفره بعضی خانوادهها هم میگوید.
اینها البته مشاهدات یک فروشنده از مشتریان خودش است و نمیتوان آن را به همه خانوادهها تعمیم داد. اما وقتی این روایت کنار گفتههای سایر فروشندگان قرار میگیرد، تصویری مشترک شکل میگیرد: خانوادهها برای حفظ سقف هزینه، مقدار خرید یا کیفیت انتخابهایشان را پایین میآورند.
فاخری، فروشنده سوپرمارکت در خرمشهر، هم از تغییر رفتار مشتریانش میگوید. به گفته او، خانوادهها بیشتر از گذشته دنبال ارزانترین کالا هستند و حساسیت نسبت به برند کاهش پیدا کرده است. عبارت پرتکرار مشتریان، به روایت او، این است: «فقط ارزونترین رو بده.»
او میگوید ارزانترین بسته خوراکی مدرسهای که میتواند پیشنهاد دهد، یک شیر به همراه یک کیک ساده و زیر ۱۰۰ هزار تومان است.
در همان فروشگاه، لوازمالتحریر هم افزایش قیمت قابل توجهی داشته است. فاخری میگوید دفتر ۴۰ برگی که سال گذشته در همین مقطع حدود ۴۰ هزار تومان فروخته میشد، حالا برای خودش به عنوان فروشنده حدود ۱۲۰ هزار تومان تمام میشود. این رقم به معنای سهبرابرشدن هزینه خرید این قلم برای اوست؛ نه لزوما سهبرابرشدن قیمت نهایی در همه فروشگاهها.
برآوردهای منتشرشده در روزهای اخیر نیز از سنگینترشدن هزینه خرید لوازم مدرسه خبر میدهد. یک سبد متوسط لوازمالتحریر و ملزومات مدرسه برای یک دانشآموز حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیون تومان برآورد شده؛ رقمی که هنوز لباس فرم، کفش، کتاب و سرویس مدرسه را شامل نمیشود.
این یعنی خانواده پیش از آنکه سال تحصیلی آغاز شود، ممکن است تنها برای آمادهکردن وسایل اولیه یک دانشآموز با هزینهای حدود ۱۵ میلیون تومان روبهرو شود. بعد از آن، هزینههای روزمره شروع میشوند.
قاسم نیسی، پدر سه دانشآموز از یکی از روستاهای بخش مرکزی شوش، یکی از خانوادههایی است که باید همه این هزینهها را همزمان مدیریت کند.
او برای سه فرزند مدرسهای خود حدود ۶ میلیون تومان برای کتاب و ثبتنام هزینه کرده و با اضافهشدن کیف و لوازمالتحریر، این رقم به حدود ۱۵ میلیون تومان رسیده است. هنوز لباس فرم و کفش را نخریده است.
برای رفتوآمد هم باید حساب جداگانهای باز کند. خودش دو فرزند را به مدرسه میرساند، اما برای دخترش هزینه سرویس را حدود پنج میلیون تومان در ماه برآورد میکند. اگر این رقم در طول ۹ ماه تحصیلی ثابت بماند، فقط هزینه سرویس یک دانشآموز به حدود ۴۵ میلیون تومان میرسد.
خوراکی سه فرزند هم برای این خانواده به یک ردیف جدی در بودجه تبدیل شده است. نیسی برآورد میکند روزانه دستکم ۵۰۰ هزار تومان برای خوراکی مدرسه هر سه فرزندش لازم باشد. این رقم برآورد خانوادگی اوست و هزینه قطعی پرداختشده محسوب نمیشود. بچهها کیک، آبمیوه، ساندویچ، دوغ و میوه میخرند و همین تنوع خرید، کنترل هزینه را سختتر میکند.
او هزینه تحصیل هر فرزند در طول سال را دستکم ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان برآورد میکند؛ رقمی که به گفته خودش شامل هزینههایی است که خانواده در طول سال با آنها مواجه میشود.
نیسی برای تامین این هزینهها از یک تغییر جدی در زندگی خانواده حرف میزند: «از خیلی از رفاهیات یا خریدهای معمول باید بگذریم تا بتوانیم هزینه تحصیل آنها را تامین کنیم.»
این جمله، شاید خلاصهای از وضعیت خانوادهای باشد که هزینه مدرسه برایش به یک پرداخت مقطعی محدود نمیشود. مدرسه از شهریور شروع میشود، اما خرج آن تا پایان سال تحصیلی ادامه دارد.
در این میان، همه هزینهها وزن یکسانی ندارند.
کیف و کفش را میتوان تا حدی مدیریت کرد. لوازمالتحریر را میتوان با مراقبت بیشتر دیرتر جایگزین کرد. بعضی خانوادهها میتوانند بخشی از خریدها را به تعویق بیندازند یا سراغ گزینههای ارزانتر بروند.
اما خوراکی هر روز تکرار میشود.
همین تفاوت باعث شده سواری، معاون مدرسه در کارون، خوراکی را در تجربه شخصی خودش یکی از سنگینترین هزینههای مدرسه بداند. به گفته او، لوازمالتحریر را میتوان با مراقبت و استفاده درست تا حدی مدیریت کرد، اما خوراکی را نمیتوان برای همیشه عقب انداخت.
فشار مالی البته فقط متوجه خانوادهها نیست. مدرسه هم با هزینههای خودش روبهروست. سواری میگوید هزینه یک سرویس کولر میتواند دستکم حدود هشت میلیون تومان باشد و در چنین شرایطی، انتظار برای اینکه مدرسه بتواند به تنهایی بخشی از فشار هزینه خانوادهها را جبران کند، دشوار است.
برای خود او، سال تحصیلی امسال حتی سنگینتر خواهد بود. دخترش قرار است وارد پیشدبستانی شود. هزینه رفتوآمد که سال گذشته برای یک فرزند هم سنگین بوده، حالا باید برای دو فرزند تامین شود. لوازمالتحریر و سایر هزینهها هم به این فهرست اضافه میشوند.
سواری در مقایسهای میان کودکی خودش و فرزندش، به تغییر اندازه هزینهها اشاره میکند. آن زمان خانوادهاش زندگی مرفهی نداشتند؛ پدرش نیروی حراست دانشگاه شهید چمران بود. با این حال، مادرش برای مدرسه و مسیر رفتوآمد خوراکی در کیف او میگذاشت و خرید خوراکی برای مدرسه دغدغه بزرگی نبود.
حالا خودش در موقعیتی قرار گرفته که تامین همان سطح از هزینه برای فرزندش دشوار است.
گرانی مدرسه فقط قیمت دفتر و شیر و کیک را تغییر نداده است. رفتار خانوادهها را هم تغییر داده است. پدر، سرویس را حذف میکند و خودش پشت فرمان مینشیند. کودک باید بیشتر از گذشته مراقب مداد و پاککنش باشد. خانواده برند ارزانتر را انتخاب میکند. پنیر فلهای جای محصول گرانتر را میگیرد. خوراکی بوفه جای خود را به نان و پنیر و غذای خانگی میدهد.
و اینها تازه پیش از شروع سال تحصیلی اتفاق افتادهاند.
امروز یک شیرموز ۲۰۰ میلیلیتری حدود ۵۵ هزار تومان قیمت دارد. یک کیک ساده دستکم ۳۰ هزار تومان است. یک ساندویچ حدود ۸۰ هزار تومان و یک ویفر حدود ۵۰ هزار تومان فروخته میشود. اینها قیمتهای امروزند؛ قیمتهایی که برای ماههای آینده نمیتوان رقم دقیقی برایشان تعیین کرد. وقتی همین امروز یک خوراکی ساده میتواند بخش قابل توجهی از بودجه یک خانواده را مصرف کند، چند ماه بعد چه فشاری به آن بودجه وارد خواهد شد؟
برای خانوادهای با یک دانشآموز، یک خرید روزانه ممکن است قابل مدیریت باشد. برای خانوادهای با دو یا سه دانشآموز، همان خرید چند برابر میشود. وقتی سرویس، لباس فرم، کفش، کتاب و لوازمالتحریر هم کنار آن قرار میگیرند، هزینه مدرسه دیگر یک خرج فصلی یا مقطعی نیست؛ بخشی از بودجه ثابت خانواده است.
سال تحصیلی هنوز آغاز نشده. زنگ مدرسه هنوز به صدا درنیامده است. اما برای بسیاری از خانوادهها، حسابوکتاب مهر از هفتهها قبل شروع شده؛ با ماشینحساب، با حذف خریدهای غیرضروری، با انتخاب ارزانترین کالا، با غذای خانگی و گاهی با تصمیمی سخت مثل اینکه پدر خودش جای سرویس مدرسه پشت فرمان بنشیند.
مدرسه برای کودک با زنگ اول شروع میشود؛ برای خانواده، خیلی زودتر.
و شاید روایت قاسم نیسی، پدر سه دانشآموز، پایان مناسبی برای این حسابوکتاب باشد: «هزینهها کمرشکن هستند، اما به خاطر آینده فرزندانمان و احساس آرامش و امنیت آنها باید این شرایط را تحمل کنیم.»
کودک با کیف و دفتر و مداد راهی مدرسه میشود؛ خانواده اما پیش از او، هزینهاش را پرداخته است.











درود بر شما، انتظار تغییر دراماتیک در روند حال حاضر را ندارم، ولی حداقل امیدوارم مردم در مقابل هم قرار نگیرند، همین صحبتها را باید حداقل باید بتوانیم در امنیت بیان کنیم، نه اینکه شخصی پیدا شود و بگوید که “چه خبرتونه؟ خدا بزرگه” یا اینکه از این عجیبتر، افرادی پیدا شوند و مردم عادی را مسئول جلوه دهند. دیشب یه ریلز اینستاگرامی از فروشنده لوازم التحريري را دیدم که برای جلب توجه به معلمان مدارس ابتدایی توهین میکرد و ادعا میکرد این معلمان برای تأمین هزینههای آرایشی خود، پول از مردم میگیرند. این وضعیت اقتصادی با این حجم از تورم باعث شده مردم کم کم در برابر هم قرار بگیرند. و این مقدمه فاجعهای است که شاید خیلی زود گریبان همه را بگیرد. از افترا و دروغ و تهمت زدن به معلمان گرفته تا خدا میداند به کجا…
ازینکه وقت گذاشتید و این گزارشرو مطالعه کردید متشکرم، در نظر خود به نکات بسیار مهمی اشاره نمودید که جای تأمل دارند. سپاه از نگاه زیبا و دقیق شما