یادداشت صبحگاهی – عارف شریفی صرخه: در شبی سرد، پادشاهی هنگام عبور از قصر، نگهبانی را دید که با لباسی نازک در سرمای استخوانسوز میلرزید، دلش به رحم آمد و وعده داد که تا صبح لباس گرمی برایش خواهد فرستاد اما صبح که یادش افتاد، نگهبان دیگر زنده نبود، پادشاه گفت: «او را سرما نکشت، انتظار کشت.»
این داستان، اگرچه ساده و کوتاه است، اما در دل خود حقیقتی عمیق درباره مسئولیت، وعده و زمان دارد. امروز، بسیاری از مسئولان محلی از نمایندگان مجلس گرفته تا فرمانداران و اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا، با نیت خیر یا هر نیت دیگری، وعدههایی به مردم میدهند: ساخت مدرسه، آسفالت جاده، ایجاد اشتغال، بهبود خدمات درمانی. اما آنچه فراموش میشود، زمان است، مردم نمیتوانند تا ابد صبر کنند.
هر وعدهای که داده میشود، در دل مردم انتظاری میسازد و اگر این انتظار بیپاسخ بماند، چیزی درون آنها میمیرد: امید، اعتماد، انگیزه برای مشارکت اجتماعی. همانطور که ویکتور فرانکل، روانپزشک و نویسنده کتاب «انسان در جستجوی معنا» میگوید: «انسان میتواند هر رنجی را تحمل کند، اگر معنایی در آن بیابد.» اما وعدههای بیعمل، معنای زندگی را از مردم میگیرند.
در حدیثی از امام علی (ع) آمده است: «وعده دادن بدون عمل، نشانه ناتوانی است.» این ناتوانی، نه فقط در مدیریت، بلکه در اخلاق عمومی و اعتماد اجتماعی نمود پیدا میکند.
مسئولان محلی باید بدانند که مردم، نگهبانان شباند، آنها در سرمای مشکلات ایستادهاند، چشمبهراه گرمای عمل به وعدههای شما! و اگر این گرما نرسد، تاریخ همان را خواهد گفت: «او را سرما نکشت، انتظار کشت.»
در دنیای امروز، مسئولیت فقط در گفتن نیست، در انجام است و اگر وعدهای داده میشود، باید با زمانبندی دقیق، پیگیری مستمر و صداقت همراه باشد زیرا مردم، نه با شعار، بلکه با عمل گرم میشوند.انتهای پیام









