خبرگزاری جریده – عارف شریفی صرخه: در خیابانهای ویرانشده غزه، جایی که دیوارهای خانهها دیگر سرپناه نیستند و نان، کالایی کمیابتر از امنیت است، نالههای کودکان با صدای انفجارها درهم آمیخته است.
صدای قدمهای لرزان پدری که جنازه فرزند خردسالش را در آغوش دارد، در کوچههای خاکگرفته طنین میاندازد، اینجا، زندگی به عقبنشینی و مرگ به روزمرگی تبدیل شده است.
امروز یکشنبه ۲۹ تیر در یکی از گزارشهای تلخ شبکه #الجزیره، خبرنگار میدانی با صدایی گرفته روایت میکند: «من خبرنگارم، ولی دو روز است چیزی نخوردهام. امروز یکشنبه، دستکم ۵۰ نفر فقط برای پیدا کردن تکهای نان بیرون آمده بودند… صهیونیستها به آنها شلیک کردند، همهشان شهید شدند.»
این روایت تنها یک تصویر از تراژدی روزانه غزه است. کودکان، یا از گرسنگی جان میدهند یا زیر آوار بمبارانها مدفون میشوند.
در ویدئویی دیگر، آمبولانسهایی با پیامهایی غمانگیز دیده میشوند: «کودکان غزه نیازی به کلمات ندارند، نیازی به بیانیه ندارند.» این نوشتهها نه فریاد خشم، بلکه نالهای خاموش از قلب فاجعهاند.
غمانگیزتر آنکه، همانطور که خبرنگار الجزیره با چشمانی اشکبار اعتراف میکند، «وضع حتی از آنچه تصور میکنید هم بدتر و دردناکتر است.».
دورنمای دوربین الجزیره پیرزنی را نشان میدهد که از شدت گرسنگی روی زمین افتاده و چند نفر دور او جمع شدهاند، همزمان برانکارد اورژانس جوانی زخمی را حمل میکند که احتمالا شهید شده است، سایر مردم نیز بین بیمارستان و آمبولانسهای اورژانس سرگردانند و دور خود میچرخند.
این حال و روز مردم غزه درحالیست که از زمان آغاز بحران اخیر، حمایتهای واقعی از #غزه تنها به شعار محدود شدهاند، در این میان، تنها جمهوری اسلامی ایران با حمایتهای سیاسی و نظامی آشکار، در کنار فلسطینیان ایستاده است.
دولتهای عربی در بهترین حالت، به تماسهای تلفنی و تلاشهای بیسرانجام برای آتشبس بسنده کردهاند، قطر بارها برای توقف درگیری تلاش کرده، اما تأثیر آن کمتر از بمبهایی است که هر روز بر سر کودکان فرود میآیند.
مردم غزه اکنون نه فقط با ارتشی مجهز، بلکه با نوعی بیتفاوتی جهانی روبرو هستند که شاید از بمب نیز مرگبارتر است. غرب، که روزی طراح خاورمیانه جدید پس از جنگ جهانی دوم بود، اکنون یا سکوت کرده یا انبار تسلیحات صهیونیستها را پرتر میکند و یا تماشاچی حذف یک ملت است.
تاریخ نگاهی سنگین بر دوش این نسل گذاشته است. از سال ۱۹۴۷، از زمان تقسیم سرزمین فلسطین و تأسیس رژیم جعلی اسرائیل، زخمهای منطقهای آغاز شد که هنوز میسوزد و امروز به آتشی جهنمی در غزه تبدیل شده است.
اما شاید آنچه بیش از هر تصویر و کلمهای قلب را میفشارد، صدای بغضکرده خبرنگاری است که نه در حال روایت جنگ، بلکه در حال زیستن آن است؛ خبرنگاری که در میان خون و خاک و گرسنگی، تنها یک چیز از جهانیان میخواهد: «نگاه نکنید، کاری کنید».
انتهای پیام









