سالهاست که جوانان شوش و کرخه چشمانتظار فرصتهای شغلیاند؛ جوانانی که در سکوت و بیصدایی، هر بار دفترچههای آزمونهای استخدامی را ورق میزنند و پیش از رسیدن به صفحه آخر، ناامیدی بر چهرهشان مینشیند. پرسش تکراری آنان این است:
«چرا سهم ما در این آزمونها نزدیک به هیچ است؟ آیا ما کمتر از جوانان شهرهای دیگر حق اشتغال داریم؟»
این پرسش نه احساسی است و نه مبالغهآمیز؛ واقعیتهای این روزهای آزمونهای استخدامی کشور بهروشنی نشان میدهد که شوش و کرخه از فهرست تصمیمگیریها و نیازسنجیهای صحیح حذف شدهاند.
نمونه اول: سهم خجالتآور در آزمون سرایداران
در آزمون سرایداران مدارس، شوش هشت و کرخه تنها سه سهمیه دریافت کرده است؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از مدارس کرخه حتی سرایدار ثابت ندارند و برخی با پرداختهای «انجمنی» و محدود به سختی روز را میگذرانند.
این آمار بیش از آنکه یک نیازسنجی باشد، بیاعتنایی آشکار به وضعیت مدارس منطقه است.
نمونه دوم: وزارت بهداشت و سهم صفرِ پرستاران شوش
در تازهترین آزمون استخدامی وزارت بهداشت، شوش حتی یک سهمیه پرستار دریافت نکرده است؛ در مقابل، شهرستان همجوار یعنی دزفول حدود ۲۴۰ سهمیه دارد. این تفاوت فاحش، نه با منطق سازگار است و نه با شرایط واقعی بیمارستان نظاممافی؛ بیمارستانی که پرستارانش سالهاست زیر فشار کاری سنگین فعالیت میکنند.
حتی گزارشهای داخلی نشان میدهد که بخشی از پرستاران طرحی و شرکتی شوش مجبور شدهاند برای امنیت شغلی، در آزمون دزفول شرکت کنند و تعدادی نیز پذیرفته شدهاند. خروج احتمالی این نیروها، کمبود پرستار در شوش را تشدید خواهد کرد و بار دیگر مردم و بیماران هزینه این بیتوجهی را خواهند پرداخت.
مسئولان میگویند ردیف استخدام جدید بر اساس تعداد تختها تعریف میشود، که با توجه به تعداد تختهای بیمارستان نظام مافی، نیروی جدیدی استخدام نمیشود.
سؤال اینجاست:
آیا نمیشد با یک پیگیری ساده، با یک اعتراض رسمی، یا با یک مذاکره جدی، سهمیهای حداقلی برای شوش دریافت کرد تا نیروهای شرکتی وطرحی در همین بیمارستان تبدیل وضعیت و ماندگار شوند؟
نمونه سوم: آموزش و پرورش و آموزگارانی که دو شیفت کار میکنند
در حوزه آموزش و پرورش نیز وضعیت بهتر نیست. باوجود برگزاری آزمون استخدامی و وعدههای متعدد، بعضی از آموزگاران و مدیران در کرخه مجبورند تمام هفته را دو شیفت کار کنند تا کلاسها بدون معلم نماند. این از خودگذشتی فرهنگیان قابل تقدیر است اما این حجم کار، هم فرساینده است و هم مستقیماً بر کیفیت آموزش دانشآموزان اثر میگذارد.
نمونه چهارم: فقط دو نگهبان، سهم شوش از آزمون استخدامی شرکت کار و تامین
این شرکت نیز برای تامین نیروی مورد نیاز خود، دفترچهی آزمون استخدامی را منتشر کرد، برای شغل هایی مانند دارویار، دستیار دندانپزشک، کمک پرستار و منشی بخش، سهمیه ای برای شوش در نظر گرفته نشده و تنها برای دو مرد برای شغل نگهبان اعلام نیاز شده است! یعنی نزدیک به هیچ!
مسئله اشتغال در شوش و کرخه دیگر به «نارضایتی جوانان» محدود نمیشود؛ این موضوع به آینده توسعه انسانی و اجتماعی منطقه گره خورده است. سهمیههای استخدامی، شانس نیستند؛ حق مردماند.
و این حق، نیازمند مطالبهگری جدی و پیگیری مستمر و مؤثر مسئولان شهرستان، خصوصا نماینده مردم شوش و کرخه در مجلس است.
جوانان شوش و کرخه، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند صدایی هستند که حقوقشان را پیگیری کند؛
نه در سخنرانیها و وعدهها و توییتها ، بلکه در جدولهای استخدامی، در تخصیص بودجهها، و در تصمیمهایی که آینده آنان را میسازد.
تا زمانی که این پیگیریها جدی نباشد،
صفحههای دفترچههای استخدامی همچنان برای جوانان این منطقه تکرارکننده یک جمله خواهند بود:
«سهم شما: نزدیک به هیچ!»









