صدای جریده – عارف شریفی صرخه: پدری تنها، نشسته در سوگ فرزند و بغضی که گلویش را بی رحمانه فشار می دهد، دنیا دیگر به کام او نیست، به امید دیداری دوباره که او را از اسارت دلتنگی و فراق رها کند، او خود را در این خیال رها کرده است، مثل «ابوفراس حمداني» آن شاعر بزرگ دوران تمدن عباسی، که در دوره اسارتش در زندان حکومت روم، در فراق عزیزانش به خود طعنه می زد و میگفت:
أرَاكَ عَصِيَّ الدّمعِ شِيمَتُكَ الصّبرُ/أما للهوى نهيٌّ عليكَ ولا أمرُ ؟
ترجمه: میبینم که به چشمانت سخت گرفته ای و آنها را از اشک ریختن بازمیداری چنانکه گویی خوی صبر به خود گرفتهای، آیا محبت و دلتنگی بر تو تاثیری ندارد؟
ابوفراس که یکی از جنگجویان سلحشور حمدانی در زمان سیف الدوله بود، در خلوت کشنده زندان و دلتنگی عزیزانش، به دنبال بهانه بود تا بغض بشکند و گریه کند، او اینگونه جواب خود را می دهد:
بلى أنا مشتاقٌ وعنديَ لوعة ٌ /ولكنَّ مثلي لا يذاعُ لهُ سرُّ !
ترجمه: بله از سوز فراق دلتنگم و حرارت عشق در سینه دارم، اما اسرار درون کسی مثل من، برای دیگران آشکار نمیشود.
رسم خونین تیراندازی هوایی، پدران زیادی را از فرزندانشان جدا کرده است، مثل پدر ماجرای این یادداشت که در فراق فرزند ۱۲ ساله خود، روزهای سختی را سپری می کند. او پس از چند سال از این ماجرا، هر چند در برابر اشک ریختن، مقاومت می کند، اما می گوید که در خلوت اوضاعش طور دیگری است.
چند سال پیش بود که فرزند این مرد میانسال، در مراسم عروسی در شوش، به قربانیان رسم غلط تیراندازی هوایی پیوست.
وصف این پدر و اشکهای شبانهاش را شاید بتوان با ابیات زیر بیان کرد؛ پدری که به نظر میرسد آتش فراق فرزندش هیچ وقت خاموش نشود:
إذا الليلُ أضواني بسطتُ يدَ الهوى / وأذللتُ دمعاً منْ خلائقهُ الكبرُ
تَكادُ تُضِيءُ النّارُ بينَ جَوَانِحِي / إذا هيَ أذْكَتْهَا الصّبَابَة ُ والفِكْرُ
ترجمه: هنگامی که ظلمت شب بر منچیره شود، دلتنگی خود را با گریه آشکار میسازم، به شکلی که گویا عشق و یاد (آن)، آتشی در سینهام بر میافروزد.
رسم غلط تیراندازی هوایی در سالهای اخیر باعث پرپر شدن جوانان و کودکانی در خوزستان شده است.
شاید اینگونه خبرها، به تکراری خلوت شبانه خانوادههای گریان این قربانیان نباشند اما میتوانند برای لحظاتی هر چند کوتاه باعث شوند که خود را جای این والدین داغدیده گذاشت تا بلکه برای ریشهکن کردن این سنت غلط قدمهای محکمتری برداشت.
عزمی که باعث گردد هیچ پدری اینگونه در سوگ فرزندش به خاک سیاه نشیند:
بُنَيّ الذي اهدتهُ كَفَّايَ للثرى/فيا عزّة المُهدَی و یا حسرة المهدِي (ابن الرومی)
ترجمه: فرزند عزیز و جگرگوشهای (که چه ساده) با دستانم به خاک سپرده شد، تا حسرت از دست دادنش (تا ابد) به دلم بشیند.
انتهای پیام/









