عارف شریفی صرخه – جریده: یک ویروس داخلی، خطرناکتر از هر بمب و موشکی از دشمن، در فضای مجازی و حقیقی در حال تکثیر است: «توهین به قومیتها». برخی معدود در فضای مجازی تصور میکنند با حمله به هویت عربی، در حال تخلیه خشم خود علیه سیاستهای برخی رژیمهای منطقه هستند، اما حقیقت این است که این افراد دقیقا در حال انجام همان کاری هستند که استراتژیستهای دشمن صهیونی و آمریکایی در اتاقهای فکر خود برای آن بودجه تصویب کردهاند.
به عنوان کسی که تحولات منطقه را زیر نظر دارم، معتقدم هر کاربر یا شهروندی که امروز در تلهی توهین نژادی میافتد، مرتکب یک خطای استراتژیک میشود که پنج ضلع حیاتی دارد:
۱. شلیک به ستونهای خانه (انسجام داخلی): ایران یک «دولت-ملت» ساده نیست؛ ایران یک «کشور-تمدن» و یک فرش دستباف از اقوام مختلف است. عربهای ایران، مرزبانان غیوری هستند که در طول تاریخ سینه خود را برابر تهاجمات سپر کردهاند. وقتی کسی به هویت عربی توهین میکند، در واقع دارد «نارنجکی را در سنگر خودی» منفجر میکند و پیوند ملی میان هموطنان را نشانه میرود. این یعنی تقدیمِ دو دستیِ ابزار شکاف و چندپارگی به دشمن.
۲. درسِ بزرگ تاریخ؛ تفاوتِ «رژیمها» با «ملتها»: نگاهی به نقشه بیندازید، روزگاری رژیم بعث صدام جنگی ۸ ساله علیه ایران تحمیل کرد؛ آن زمان شاید عدهای همه عراقیها را دشمن میپنداشتند، اما تاریخ نشان داد که «صدام» رفتنی است و «عراق» ماندنی.
امروز همان عراق به همسایهای وفادار و متحدی استراتژیک برای ایران تبدیل شده است؛ حاکمان میآیند و میروند، اما ملتها و پیوندهای جغرافیایی ابدی هستند؛ توهین به نژاد، یعنی سوزاندن پلهایی که امروز در جنگ و فردا برای صلح و تجارت با همسایگان به آنها نیاز داریم.
۳. کوری در شناختِ دوستان (عمان و محور مقاومت): سیاست، مثل یک بازی شطرنجِ هوشمند است، کسی که نژاد را هدف میگیرد، چشمانش را بر واقعیت میبندد، از یک سو کشور عربی «عمان» را داریم که دهههاست پلی مستحکم برای دیپلماسی و تجارت ایران بوده است.
از سوی دیگر، بازوهای استراتژیک ایران در منطقه یعنی حزبالله لبنان، دلاوران یمن و مجاهدان عراق همگی هویت عربی دارند. توهین به عرب، یعنی دهنکجی به همرزمانی که در خط مقدم رویارویی با تهدیدات مشترک ایستادهاند.
۴. شکستِ پروژهی مغزشویی در «رسانههای حکومتی رژیمهای معاند»: امروز در خیابانهای کشورهای عربی، مردم و نسل جوان، حاکمان خود را به دلیل خیانت به آرمان فلسطین بازخواست میکنند.
رسانههای حکومتی در امارات، عربستان و بحرین، با ویژهبرنامههایی در شبکههای العربیه یا الکویت مثل برنامه «لیالی الکویت» و گردآوری رجال مذهبی و تحلیلگران حکومتی، بیهوده تلاش میکنند تا به جوانان القا کنند «ایران دشمن است و نگاهی ناسیونالیستی و توسعهطلبانه علیه کشورهای منطقه دارد».
پخش چنین برنامههایی به خودی خود، مدل تفکر و قضاوت ملتهای منطقه علیه حاکمان خود را ثابت میکند، اغلب مردم منطقه ادعاهای مهمل رسانههای حکومتی کشورهای خود را نمیپذیرند و اکثرا علیه آمریکا و صهیونیسم هستند و همچنان با ایران احساس همگرایی دارند.
حالا تصور کنید در این میان، یک کاربر ایرانی محتوای نژادپرستانه تولید کند؛ این دقیقا همان سوختی است که ماشین تبلیغاتی آن رژیمها نیاز دارند تا به جوانِ عرب بگویند: «ببینید، ایرانیها از شما متنفرند!»! بنابراین، توهین شما، دروغهای آنها را باورپذیر میکند.
۵. نژادپرستی؛ بازی در زمین صهیونیسم: در خاورمیانه جدید، مرز اصلی دیگر بین فارس و عرب نیست؛ مرز اصلی بین «ملتهای آزاده» و «رژیمهای وابسته» است. رژیم صهیونیستی آرزو دارد ایران را به جزیرهای تنها و منزوی در محاصره همسایگانی که از او متنفرند تبدیل کند. هر کلمه توهینآمیز نژادی، پیامی است که به دشمن میگوید: «ما از درون پاشیدهایم».
در مجموع، ما در جهانی زندگی میکنیم که دیگر مرزهای نژادی معنایی ندارند؛ آنچه میماند «اتحاد بر اساس آرمانها» است. در جنگ برای بقا، «احترام به تنوع» نه یک انتخاب اخلاقی، بلکه یک ضرورتِ حیاتی برای پیروزی است.
حسابِ «دولتهای متخاصم» را از «ملتهای بیدار» جدا کنید. هوشمندیِ ملی ایجاب میکند که به جای تولید نفرت، پلهای همگرایی با اقوام هموطن و ملتهای مسلمان جهان را تقویت کنیم.
اجازه ندهید خشم شما، جادهصافکنِ نقشههای دشمن شود. چرا که در نهایت، این «وحدتِ هوشمندانه» است که بر «تفرقه نژادی» پیروز خواهد شد.
انتهای پیام









