عارف شریفی صرخه: بازگشت به تاریخ، همواره نشانهی فقدان استراتژی در زمان حال است. دونالد ترامپ روز چهارشنبه ۲۲ آوریل با انتشار پستی در تروثسوشیال، بار دیگر هوس کرده است ردای «ژنرال ویلیام شرمن» از ژنرالهای مشهور جنگ داخلی آمریکا و مبدع استراتژی «جنگ تمامعیار» را بپوشد و با منطق «زمین سوخته»، ایران را به همان چیزی تهدید کند که آمریکاییها در جنگ داخلیشان به آن میگفتند «پاکسازی نهایی».

اما یک خطای استراتژیک در محاسبات او وجود دارد: روش ژنرال شرمن برای ایالتی مثل «جورجیا» در قرن نوزدهم جواب میداد؛ جایی که نهایتِ تکنولوژی «گاوآهن» بود و بزرگترین دارایی، «انبار پنبه».
اما ایرانِ ۲۰۲۶، نه یک جغرافیایِ ایزوله، بلکه یک «گره استراتژیک» در کلافِ درهمتنیدهی امنیت و اقتصاد جهان است. ترامپ نمیتواند این گره را با تبرِ شرمن بزند و انتظار داشته باشد که بقیه «فرشِ جهانی» از هم نپاشد.
ما ایرانیها ضربالمثلی داریم که میگوید: «خانه همسایه، دیوار به دیوار است». امروز این دیوارها از جنس خطوط انتقال انرژی هستند. اگر در یک طرف این دیوار، آتشی به سبک شرمن برافروخته شود، دودِ آن مستقیماً به چشمِ همان «نظم لرزانی» میرود که ترامپ مدعی رهبری آن است.
بنابراین تهدید به «زمین سوخته» در سرزمینی که چهارراه تاریخ و جغرافیاست، چیزی نیست جز تهدید به کور کردنِ چشمهای بینای تجارت جهانی.
اما مشکل اینجاست که ترامپ هنوز با منطق یک «بیزنسمن» به جهان نگاه میکند که گویا میخواهد رقیب را ورشکست کند؛ اما سیاست در این جغرافیا، خرید و فروشِ ملک در نیویورک نیست. اینجا خاک ویژگی عجیبی دارد: هر چقدر زمین را سختتر بکوبید، ریشهها عمیقتر میشوند.
او نمیتواند با متدِ سال ۱۸۶۴، کشوری را در سال ۲۰۲۶ بترساند که دهههاست یاد گرفته چگونه در میانِ طوفانِ تحریم و فشار، «شبکههای موازی» و حیاتِ قدرتمند خود را بازسازی کند.
ترامپ که علاقه شدیدی به احضار ارواح خشن تاریخ، دارد، چشمهای خود را به واقعیتهای «جهانِ پیوسته» بسته است. در دنیای امروز، کسی که زمینِ دیگری را میسوزاند، در واقع در حال آتش زدن به حیاطِ پشتیِ خودش است. اینجا خاورمیانه است؛ جایی که تاریخ بارها ثابت کرده: هر کس با «باد» بیاید، با «طوفان» میرود؛ حتی اگر نامش شرمن باشد.
انتهای پیام









