علی شریفی صرخه: تصویر آشنایی که بسیاری از خانوادهها تجربه میکنند، کودکانی هستند که تا نیمههای شب و گاه تا صبح، مشغول بازی با موبایلاند؛ بازیهایی که بخش قابلتوجهی از آنها بر خشونت، هیجان افراطی و رقابتهای فرساینده بنا شده است. حاصل این چرخه، خواب ناکافی و حضور خسته در کلاس درس است؛ وضعیتی که مستقیماً تمرکز، یادگیری و کیفیت آموزش را مختل میکند.
پیامدها به آموزش محدود نمیماند. روان کودک، در سنی که هنوز در حال شکلگیری است، در معرض محرکهایی قرار میگیرد که تحمل و درک آن برایش دشوار است. افزایش اضطراب، پرخاشگری، بیقراری و کاهش تعاملات اجتماعی، نشانههایی است که امروز معلمان و والدین بهخوبی با آن آشنا هستند.
نگرانی جدیتر زمانی شکل میگیرد که دسترسی کودکان به فضای مجازی بدون هیچ محدودیتی ممکن میشود؛ از جمله با نصب فیلترشکن روی گوشی آنها. دسترسی بیمرز به محتوای نامتناسب، کودک را وارد فضایی میکند که نه برای سن او طراحی شده و نه برای امنیت روانیاش. این وضعیت، خطرات تربیتی و اجتماعی بلندمدتی به همراه دارد.
نظارت والدین در چنین شرایطی یک ضرورت است، واگذاری آزادی کامل به کودکان در سنین پایین، آنها را در موقعیتی قرار میدهد که توان تشخیص پیامدهای تصمیمهایشان را ندارند. این نوع رهاسازی، بیش از آنکه نشانه اعتماد باشد، نوعی بیمسئولیتی نسبت به آینده کودک است.
با این حال، مسئولیت این وضعیت تنها متوجه خانوادهها نیست. نهادهای آموزشی، فرهنگی و سیاستگذار نیز در برابر تربیت دیجیتال نسل جدید مسئولاند. آموزش سواد رسانهای، آگاهیبخشی به والدین، ارائه ابزارهای عملی برای مدیریت استفاده از موبایل و پرداختن جدی به این مسئله در مدرسه و رسانههای رسمی، ضرورتی است که سالهاست به تعویق افتاده است.
مسئله تلفن همراه کودکان، مسئلهای اجتماعی است که بیتوجهی به آن هزینهای جمعی خواهد داشت. امروز زمان دیدن، گفتن و اقدام کردن است؛ پیش از آنکه فاصله میان نسلها، با نور صفحههای کوچک، عمیقتر شود.









