جریده – عارف شریفی صرخه: اهواز همیشه با تضاد زیسته، شهری که گرمایش از چهل بالا میرود و صبر مردمش از پنجاه، شهری که هر مدیر تازهای با وعدهی تغییر میآید و بعد، در گردوغبار اختلافها گم میشود.
رضا امینی هم یکی از آن مدیرها بود که با امید آمد. شهریور ۱۴۰۰، با رأی کامل شورای شهر یعنی سیزده رأی از سیزده عضو، بر صندلی شهرداری نشست. سیاوش محمودی، رئیس وقت شورای اسلامی شهر اهواز، همان روز گفت: «برای انتخاب شهردار، سی شاخص در نظر گرفتیم؛ روحیهی جهادی و انقلابی، نگاه اقتصادی، و شناخت از شرایط اهواز.» و البته کسی نمیدانست که ۳۰ شاخص، قرار است چقدر اختلافات آینده را پیشبینی کند.
امینی جامعهشناس بود، از اصفهان آمده بود، سالها شهردار منطقه و رئیس شورا در آن شهر، یک ماه بعد، حکم او را وزیر کشور امضا کرد و مهر رسمی شهرداری اهواز روی نامش نشست. اما چند ماه بیشتر طول نکشید که هوای شورا ابری شد، خودش بعدها گفت: «شورا سه، چهار ماه هماهنگ بود، بعد از آن اختلافها شروع شد. آیا من موجب انشقاق شدم یا انشقاق قبل از انتخابات بود؟» و تأکید کرد: «طمعی برای شهرداری ندارم؛ از اول گفتم یا مرگ یا تصمیم شورا عامل جدایی من از اهواز است.»
در اهواز، اختلاف مثل گرما و گرد و غبار، همیشه هست، نماینده با فرماندار اختلاف دارد، مدیرکل با شهردار، شورا با دولت، و پشت هر دعوا، نامی از “منافع مردم” میآید که کسی دقیق نمیگوید کجاست.
دولت میگوید پول داده و انتظار عملکرد بهتری داشته است، به گفته مدیرکل امور شهری و شوراهای استانداری خوزستان، «از سال ۱۴۰۰ تاکنون بیش از ۱۲.۵ همت از محل عوارض آلایندگی و ارزش افزوده به شهرداری اهواز اختصاص یافته، رقمی معادل ۴۷ درصد کل درآمدهای تحققیافته این شهرداری اما با وجود این اعتبارات گسترده، انتظارات برآوردهنشده بسیاری در حوزههای عمرانی، خدماتی، ترافیکی و حتی پسماند در شهر اهواز وجود دارد».
در مقابل شهردار میگوید: «مگر قسم خوردیم همه مشکلات را در این دوره حل کنیم؟» و به نحوه جذب نیروهای شهرداری اشاره میکند: «من ۸۰ نفر را با مجوز وزارت کشور جذب کردم. در شهرداری اهواز ۴۸۳ لیسانس ادبیات و یک نقشهبردار دارم؛ اینها را کجا به کار بگیریم؟ قبل از من بیمحابا نیرو جذب کرده بودند، من اختلال ایجاد نکردم، اصلاح کردم.» سپس فهرست پروژهها را ردیف میکند؛ از پل چهارشیر تا میدان چمران، کارخانه بازیافت نخاله، بازار کرامت، خرید ونهای برقی، ساخت ۳۶ پارک، نردهگذاری ۱۱ کیلومتر کارون، نصب المانهای حجمی و نوری، راهاندازی فرهنگسراها و یادمانهای شهدا.
اما وقتی شب میرسد، اهواز باز همان است؛ خیابانهای نیمهتمام، ترافیکِ گرهخورده و صدای اتوبوسهای قدیمی و مردمی که هنوز از مشکلات میگویند، در سطح شهر، آسفالت فرسوده، ناوگان اتوبوسرانی خسته و پروژههای نیمهتمام هنوز دیده میشوند.
محمد امیر، نماینده مردم اهواز، اما زاویهای دیگر دارد: «تخلفات گسترده شهرداری شامل ترک تشریفات در مناقصات، واگذاری ۹۰ درصد مناقصات به شرکتهای اصفهانی و خرید اقلام از اصفهان در حالیکه همان اقلام در اهواز موجود بود، مستند شده است. این مستندات به شورای حلاختلاف مرکزی ارائه شده و تصمیم منطقی به نفع مردم گرفته خواهد شد.» او حتی احتمال انحلال شورای شهر را جدی دانسته است.
سؤال اینجاست: اگر همه کار کردهاند، پس چه کسی به وظایف ذاتی خودش درست عمل نکرده؟ شهردار، دولت یا نمایندگان مجلس؟ از سوی دیگر، آیا انتظارات از عملکرد مدیریت شهری، واقعی و متناسب با فرصت و منابع داده شده بوده است؟ در این میان، اظهارات امیر منطقیتر به نظر میرسد، عملکرد خوب یا بد شهردار را میتوان توجیه کرد اما تخلف را خیر! نماینده اهواز راه درست را انتخاب کرده و از باب وظیفهی نظارتی خود به دعوا وارد شده و بحث را با مستندات و تخلف آغاز کرده، نه با احساس و وعده.
و مردم؟ مردم از شهردار انتظار صداقت دارند، از دولت انتظار توجه و از نمایندگان مجلس نظارت و از همگی عمل به وظایف ذاتیشان، و از هیچکس وعدههای غیرواقعی نمیخواهند، سوال اینجاست: آیا روایت مردم از عملکرد مدیریت شهری و دولت در همه مناطق اهواز یکی است؟ گلدشت، منطقه محروم، و کیانپارس، منطقه برخوردار، هر کدام داستان خود را دارند، یکی میگوید «اتوبوس ما هنوز خراب است»، دیگری میگوید «اگر ماشین به محله ما رسید، یعنی خبر خوشی نیست.»
و سوالی دیگر: آیا اختلاف میان استانداری، نمایندگان مجلس و شهردار سیاسی است یا جنبه نظارتی دارد؟ شاید هر دو. و آن سیزده نفری که روزی با اجماع کامل رأی داده بودند، حالا در موقعیتهای متضاد ایستادهاند.
ریشهی اختلاف در اهواز را باید از زیر خاک بیرون کشید، اختلافی که تنها میان مدیران نیست؛ میان مردم و مدیران هم هست، میان حرف و عمل، وعده و واقعیت. مردم به وعدهها گوش نمیدهند، چون صدای چالههای خیابان رساتر است، اهواز شهر سؤالهای بیجواب و روایتهای زیاد است، مثل رودخانهای که هر شاخهاش راه خودش را میرود و هیچکدام به دریا نمیرسد، شهری که در آن هر مدیر تازه دوباره باید از صفر شروع کند و مردم، مثل همیشه، میان وعده و واقعیت، تنها نگاه میکنند.
در این میان، شاید مهمترین پرسش این باشد: آیا کسی واقعا مسئول شنیدن و پاسخ دادن به این نگاه است، یا همه درگیر بازی دعوا، قدرت و پولاند؟ واقعیت این است که اهواز را نمیشود با صفر و یک فهمید، این شهر عدد نمیفهمد، چون درد را با «همت» نمیسنجند
انتهای پیام









