جریده – عارف شریفی صرخه: محمد کعبعمیر، سالهاست که در صحن مجلس نفس میکشد، پنج یا شش سال و هنوز، وقتی خبر تازه دفترش را میخوانی، همه چیز روی کاغذ است: نشست با وزیر، تاکید بر ضرورت، درخواست بودجه… و زمین؟ زمین خاموش و خالی، بیپروژهای که تکمیل شده باشد.
خبر پر از واژههای بزرگ است: «فرصتهای برابر آموزشی»، «تجهیز مدارس و هنرستانها»، «رفع کمبود نیروی خدماتی»، «تکمیل پروژههای نیمهتمام»، همه چیز زیبا و خوشصدا، اما در عمل؟ چیزی که ملموس باشد و در قواره و اندازه نیازمندیهای ناتمام و بیپایان و خاکخوردهی شوش و کرخه، دیده نمیشود، همه وعدهها مثل سایهای روی دیوار میرقصند و هیچ قدمی روی خاک برنمیدارند.
در خبر آمده که وزیر استقبال کرده و گفته بررسی میکنیم، مربیان پیشدبستانی حضور داشتهاند و همه چیز مرتب ثبت شده است؛ اما این ثبت، بیشتر شبیه صحنهای برای عکس یادگاری است تا گزارشی از عملکرد واقعی.
خواننده تنها یک چیز میبیند: چرخهای که از وعده به وعده میرود، از نشست به نشست، و روی زمین، حتی یک آجر هم گذاشته نشده است!
انتهای پیام









