عارف شریفی صرخه: اگر میخواهید معنای واقعی شکاف میان «آنچه خرج میکنیم» و «آنچه لازم داریم» را ببینید، کافی است به بیمارستان نظاممافی شوش نگاه کنید؛ تنها بیمارستان شوش و شهرستان تازهتأسیس کرخه، با جمعیتی بیش از ۲۰۰ هزار نفر. اینجا همهچیز روی شانههای یک بیمارستان قدیمی استوار است.
در دهه ۹۰ خورشیدی، میان سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶، بیش از ۴۰۰ میلیارد ریال در این بیمارستان هزینه شد، آن زمان رقم بزرگی بود. اما امروز، اگر همان پول را با تورم چهار سال اخیر بسنجید، معادل نزدیک به دو هزار میلیارد ریال میشود.
به زبان ساده، برای اینکه همین سطح خدمات تکرار شود، باید پنج برابر بودجه گذشته در بیمارستان هزینه کنید، آیا چنین هزینهای خرج توسعهی این بیمارستان شده است؟
شکاف واقعی در میدان عمل غیرقابل انکار است: مثلا پروژه ساخت بیمارستان دوم شوش با ظرفیت ۲۰۰ تخت، از سال ۱۳۹۱ کلید خورده و هنوز نیمهتمام مانده است.
در پنج سال اخیر، وعدههای سیاسی متعدد داده شد و اسناد آن موجود است، اما این بیمارستان نه تنها به بهرهبرداری نرسید، بلکه روند اجرای پروژه نیز بیش از پیش، کندتر شد!
البته علت روشن است: اعتبارات لازم جذب نشدهاند و پروژه گرفتار کمبود منابع و مدیریت ناکافی شده است. این واقعیت نشان میدهد که شعارها و وعدههای گذشته هیچگاه جایگزین «تخصیص منابع واقعی و اجرای مؤثر» نمیشوند.
وقتی شوش را با شهرستانهای همجوار مقایسه میکنیم، تصویر ناخوشایندتر میشود: آنها در همین چهار سال بودجههای کافی جذب کرده، پروژههای درمانی و بیمارستانی بزرگ خود را پیش برده و حتی در هفته دولت اخیر به بهرهبرداری رساندهاند.
این تفاوت آشکار نشان میدهد که مسئولان شوش، بهویژه نماینده مجلس، در جذب منابع و اعتبارات موفق نبودهاند.
بنابراین اگر قرار است وضعیت درمان در شوش تغییر کند، نیاز به همتی فوقالعاده و فراتر از وعدههای تکراری است؛ منابع واقعی باید به میدان آورده شوند تا فاصله با استانداردهای منطقهای جبران شود و مردم نتیجه ملموس ببینند.
میشود حتی بهتر از دهه ۹۰ عمل کرد، سالهایی که خالی از دستاورد نبود: احداث بیش از ۴۰ خانه و مرکز بهداشت در روستاهای شوش و اضافه شدن بخشهایی به ساختمان نظاممافی، بخشی از تصویر آن دوره است که با جذب اعتبارات واقعی انجام شد.
اما در مقابل، امروز تنها بیمارستان فعال منطقه همراه با کادر خستگیناپذیر درمان، زیر فشار جمعیتی ۲۰۰ هزار نفری و فرسودگی زیرساختها نفس میکشد؛ بیمارستان دوم همچنان نیمهکاره است و طرحهای توسعهای نیمهتمام ماندهاند.
و اینجاست که سیاست محلی باید دست از شعار بردارد و به واقعیت اعداد پاسخ بدهد. فرماندار و نماینده شوش و کرخه در مجلس اگر میخواهند مردم به آنها اعتماد کنند، باید نشان دهند که قادرند بودجههای واقعی برای سلامت جذب کنند، این یعنی آوردن منابع مالی پایدار، نه وعدههای مقطعی.
برای مدیران بهداشت و درمان هم معادله روشن است: یا امروز پزشک و پرستار جذب میکنید، تجهیزات میآورید و معیشت کادر درمان را جدی میگیرید، یا فردا باید هزینه بحرانهای انسانی و اجتماعی سنگینتری را بپردازید.
در پایان، خطکش سنجش موفقیت هیچ پیچیدگی ندارد: چند تخت جدید اضافه شد؟ چند پرستار و پزشک تازه جذب شدند؟ آیا بیمارستان تجهیز شد؟ آیا کادر درمان بهجای مهاجرت و خستگی، احساس رضایت و انگیزه کردند؟ و آیا مردم حس کردند زندگیشان در شهر و روستا ایمنتر و باکرامتتر شده؟
اگر جواب این پرسشها مثبت باشد، فرماندار، نماینده و مدیران بهداشت موفقاند؛ اگر نه، همه آنها صرفاً ناظران خاموش فرسودگی بیمارستانی هستند که قلب ۲۰۰ هزار نفر برای زنده ماندن به آن وابسته است.
انتهای پیام









