صدای جریده – عارف شریفی صرخه: عملکرد مدیرعامل شرکت لولهسازی اهواز در یک سال اخیر، افکار عمومی را با انبوهی از سوالات بیپاسخ مواجه کرده است، گمانهزنیها درباره فعالیت کارخانه شماره ۴، استخدامها، سود و زیان عملیاتی و پروندههای حقوقی، نه تنها او را در باتلاق انتقادات گرفتار کرده بلکه نگرانیها درباره سرنوشت این کارخانه و حدود ۱۶۰۰ کارگر را نیز افزایش داده است.
*درباره شرکت لولهسازی اهواز بیشتر بدانید
شرکت لولهسازی اهواز در اوایل سال ۱۳۴۶ توسط شرکت ملی نفت ایران تأسیس شد و در مهرماه همان سال فعالیت خود را در زمینه ساخت خط لوله انتقال نفت خام و گاز طبیعی آغاز کرد. لولهسازی در سال ۱۳۷۹ به بخش خصوصی واگذار شد.
سهامداران اصلی این شرکت شامل شرکت سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی کشوری ۵۵٫۵٪، شرکت سرمایهگذاری صدر تأمین ۲۵٫۵٪ و شرکت سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی صنعت نفت ۱۹٪ هستند..
شرکت لولهسازی اهواز به عنوان بزرگترین تولیدکنندگان لوله در خاورمیانه، شناخته میشود.
*کارخانه شماره 4 در کانون انتقادات
شرکت لولهسازی اهواز دو نوع کارخانه “ساخت” و “پوشش” دارد، مهمترین کارخانه این شرکت، کارخانه شماره ۴ است، درباره اهمیت این کارخانه، همین قدر کافیست بدانید که عملکرد آن به نوعی، مبنای سود یا زیان لولهسازی قلمداد می شود.
عملکرد این کارخانه به ویژه در 7 ماه نخست سال جاری، انتقادات بسیاری را متوجه محمدرضا دانیاری، مدیرعامل این شرکت کرده است، او از زمستان 1402 به مدیرعاملی این شرکت منصوب شد، منتقدان، تعطیلی کارخانه در نیمه اول سال 1403 را یک ضعف عملکردی بزرگ برای او می دانند.
برای فهم بهتر این انتقادات، لازم است گریزی به عملکرد تولید در کارخانه شماره 4 زده شود، ظرفیت اسمی و واقعی این کارخانه در سال، در محدوده ۳۶۰ هزار تن است، اکنون این سوال مطرح می شود، میزان تحقق تولید در کارخانه شماره 4 در مقایسه با ظرفیت واقعی آن در 8 ماه نخست سال جاری چقدر بوده است؟
پاسخ به این سوال می تواند وضعیت راندمان واقعی و استفاده بهینه از منابع شرکت را به روشنی نشان دهد، منتقدان به دنبال دریافت توضیحات کافی درباره این مسئله مهم هستند اما در کمال تعجب، مدیرعامل و روابط عمومی شرکت، توضیح جامع و موثری برای تنویر افکار عمومی ارائه نداده و همین رفتار، خشم منتقدان و تشدید گمانهزنیها را در پی داشته است.
*گزارشهای غیررسمی از توقف تولید
اکنون اطلاعات و گزارشهای غیررسمی و تایید نشده، از تعطیلی چند ماهه این کارخانه در سال جاری حکایت دارند، حتی گفته می شود، تولید در شرکت لولهسازی اهواز از ۱۵ اردیبهشت ماه تا ۳۰ مهرماه متوقف بوده است، درباره چرخه تولید پروژه ۴۲ اینچ نیز اینگونه شنیده شده که این خط تولیدی، از ابتدای آبان ماه شروع به فعالیت کرده و میانگین تولید در آبان ماه در محدوده 10 درصد نسبت به ظرفیت اسمی آن بوده است.
اما آنچه روشن است عملکرد پایین و ضعیف تولید در کارخانه شماره ۴ از فروردین ماه تا پایان آبانماه سال جاریست، در این میان، نکته ای که همچنان مبهم به نظر می رسد، سکوت مدیرعامل درباره علل و عوامل این وضعیت است، چه عواملی باعث شده که کارخانه شماره 4 در چنین وضعیتی قرار بگیرد؟
لازم به توضیح است، براساس بررسی های نگارنده، تولید کارخانه شماره 4 تا آبان ماه سال جاری، 26 هزار و پانصد تن معادل 10 درصد راندمان و ظرفیت اسمی و واقعی آن بوده است.
*دلایل توقف نسبی تولید چیست؟
توقف تولید در کارخانه شماره 4 با وجود 600 تا 700 کیلومتر قرارداد منعقد شده، عجیب به نظر می رسد، تحلیل این وضعیت نیز به دلیل عدم دسترسی آسان به اطلاعات سخت است، لکن نگارنده در تحقیقات خود به برخی سرنخ ها دست پیدا کرده که ممکن است در پیشآمد چنین وضعیتی موثر بوده باشند.
*عملکرد بازرگانی
شرکت لولهسازی «پروژه محور» است، بنابراین اگر پروژهای منعقد نشود، خطوط تولید نیز متوقف خواهند شد. پس میتوان هرگونه توقف تولید را ابتدا در عملکرد بازرگانی جستجو کرد.
با این حال و طبق بررسی نگارنده، حدود 600 تا 700 کیلومتر قرارداد منعقدهشده وجود دارد که از اسفند ماه سال 1402 تاکنون به ثبت رسیده است، اما چرا شرکت در اجرای این قراردادها ضعیف عمل کرده است؟
به نظر می رسد بخشی از این قراردادها، به صورت دستمزدی یا پیمان مدیریت و به اصطلاحی دیگر epc است، معمولا چنین قراردادهایی در اولویت نیستند چون سود قابل توجهی ندارند و معمولا اجرای آنها به عقب میفتد، با این حال، باز هم نمی توان نوع قرارداد را دلیل حتمی و محکمی دانست که به تنهایی روی توقف تولید موثر بوده باشد.
بنابراین متغیرهای مختلف دیگر را نیز باید بررسی کرد، معمولا در شرکتهای صنعتی، “مشکل نقدینگی” است که توان توقف چرخه تولید را دارد و به تنهایی می تواند اجرای سفارشات را با مشکلاتی مواجه سازد، اما چگونه این اتفاق ممکن است برای لوله سازی اهواز رخ دهد؟
برای مثال، وقتی قراردادی منعقد می شود، پیش پرداخت آن صرف پرداخت حقوق یا بدهی به بازار و یا مالیات و … می شود، در این صورت، امکان خرید مواد اولیه سخت شده چون نقدینگی پروژه صرف هزینه های دیگر شده است، در شرکت لوله سازی نیز ممکن است چنین حالتی رخ داده باشد، مثلا به علت مشکلات نقدینگی، امکان تامین ورق های فولادی سخت شده و همین مسئله باعث توقف یا خدشه بر چرخه تولید شده باشد.
بنابراین دانیاری باید به این سوالات پاسخ دهد که چرا قراردادهای موجود تاثیری در اجرای تولید در نیمه اول سال جاری نداشته است؟ نوع قراردادها چه بوده و چه زمانی محقق می شوند؟ همچنین نیاز است درباره نقدینگی و هزینه کرد پیش پرداخت قراردادها به ویژه پیش پرداخت پروژه 42 اینچ توضیح شفافی به افکار عمومی ارائه شود.
*مخارج شرکت از کجا تامین میشود؟
اگر تولید در ۸ ماه از سال متوقف شده بود، پس مخارج ماهانه شرکت لولهسازی اهواز از چه منابعی تامین شده است؟ برخی معتقدند در چنین شرایطی، شرکتها، هزینهها را از درآمدهای حاصله از تولید پروژهها و یا از طریق اندوخته پروژههای قبلی و یا از طریق تسهیلات بانکی تامین میکنند.
درباره شرکت نیز گفته میشود، با توجه به اینکه طی ۸ ماه گذشته درآمد خاص و چشمگیری برای شرکت ایجاد نشد، بنابراین درآمدهای وصولشده مربوط به مطالبات پروژههای قبلی عنوان میشود.
انتظار میرفت مدیرعامل شرکت درباره این وضعیت توضیح دهد، آیا او برای پوشش هزینههای حقوق و دستمزد کارکنان از تسهیلات بانکی و پیش پرداخت پروژه ۴۲ اینچ که می بایست صرف مواد اولیه شود، و نیز حراج ضایعات استفاده کرده است؟
مدیریت شرکت لوله سازی باید روشنگری کند که برای مدیریت منابع مالی و تامین هزینههای جاری شرکت از چه فرمولی و یا چه منابعی استفاده کرده است؟
*درباره پیشینه توقف تولید
توقف این کارخانه برای مدت طولانی سابقه نداشته است. توقف های قبلی طی سالهای گذشته در حد دو هفته تا یکماه گزارش شده و با برنامه ریزی قبلی و جهت انجام اورهال بوده است. همچنین در سال ۹۳ نیز به دلیل اعتصابات کارگری کارخانه به مدت ۲ ماه تعطیل شده بود.
اما به نظر می رسد توقف کنونی در زمان آقای دانیاری جنبه عملکردی داشته باشد، ناتوانی در تامین ورقهای فولادی از فولاد اکسین برای اجرای پروژه از انتقاداتی است که درباره توقف تولید، به او می شود، مدیرعامل شرکت لوله سازی اهواز در برابر این انتقادات، نتوانسته دفاع موجهی از خود نشان دهد.
*آثار زیانبار توقف تولید در کارخانه شماره 4
توقف تولید در کارخانه برخلاف برنامه، “زمان جذب نشده به تولید” نامیده می شود، این زمان برای هر شرکتی هزینه ای در پی دارد که متناسب با هزینه های جاری هر شرکتی این هزینه ها متغیر است.
حال، سوالی که دانیاری باید به آن پاسخ دهد، این است، هر یک ساعت توقف کارخانه شماره ۴ بعنوان بزرگترین و اصلی ترین کارخانه این شرکت، چه هزینه ای بر شرکت لوله سازی اهواز تحمیل کرده است؟ توقف تولید در کارخانه که 7 یا 8 ماه عنوان شده، چه هزینه ای برای شرکت لوله سازی اهواز ایجاد نموده است؟ در طول یک سال گذشته، زیان عملیاتی شرکت چقدر بوده است؟
*سکوت مدیرعامل و روابط عمومی
از محمدرضا دانیاری، مدیرعامل شرکت لولهسازی اهواز، تاکنون، توضیحی درباره ابهامات و انتقادات وارده به عملکرد یکسالهاش دیده یا شنیده نشده است. فعالان رسانهای، او را در تشدید نگرانیها بیتاثیر نمیدانند، علت در بیتوجهی او به تنویر افکار عمومیست که گمان میرود شرکت را با نوعی از بحرانزدگی مواجه کرده است.
روشن است که فضای انتقادآمیز موجود، این قدرت را دارد تا به تصویر ذهنی مثبت از شرکت خدشه وارد کند و از اعتماد مشتری بکاهد و فرآیند جذب سفارش و افزایش قرارداد را بدتر سازد، بنابراین بی توجهی به این فضای انتقادآمیز و بی پاسخ گذاشتن سوالات و ابهامات، حتی میتواند شرکت لولهسازی اهواز را در موقعیتی بدتر و – چه بسا – کابوسوار قرار دهد.
بنابراین آنچه که دانیاری باید درباره انتقادات شدیدالحن و سوالات درباره عملکردش بداند این است که این نقدها و گمانهها اگر بیپاسخ بماند، بیش از هر چیز دیگر، صلاحیت و کارآمدی او را مورد تردید قرار میدهد، ظن استخدامهای بیرویه، ظن ناتوانی در تحقق تولید و تعطیلی کارخانه، ظن کنار زدن برخی مدیران باتجربه و متخصص و گمانههای دیگر، در حال رسوب ذهنیت ناکارآمدی او در بین جامعه است، اکنون دانیاری و روابطعمومیاش باید خلاف این انتقادات و شائبهها را برای ادامه بقا ثابت کنند.
اما با وجود این حساسیتها و انبوهی از انتقادات، تاکنون تحرک موثری از سوی روابط عمومی این شرکت و مشاوران رسانهای، مشاهده نشده است، آنها تاکنون قادر به مدیریت موثر این بحران در میان افکار عمومی نشدهاند، سکوت آنها در معادلات فضای مجازی، برای حیات شرکت و تحقق افق و چشم انداز آن، منفی و زیانبار تلقی میشود.
*لولهسازی اهواز زیر ذره بین وزیر کار؟
اگر ظن استخدامهای بی رویه در زمان دانیاری که در فضای مجازی مطرح شده، درست باشد، و در کنار آن ناکارآمدی در اجرای پروژه ها محرز و ثابت شود، شرایط برای مدیرعامل کنونی شرکت لولهسازی برای ادامه فعالیت، سخت و دشوار خواهد بود، به ویژه آنکه وزیر کار نشان داده در مورد چنین وضعیت مشابهی، قاطعانه ورود می کند.
بنابراین پیش از آنکه وزیر کار یا مقامات تصمیم گیر دیگر آستین ها را بالا بزنند، لازم است دانیاری، به سراغ تغییر رویه در مدیریت خود، بهبود عملکرد در تامین و اجرای پروژه، استفاده درست از مدیران کارآمد و متخصصی که کنار گذاشته شده اند، و همچنین توجه کافی به افکار عمومی را ملاک عمل قرار دهد، هرچند از نظر منتقدان، برای جبران مافات دیگر دیر شده است.
انتهای پیام










سنگی که احمدی سر صحرا توسط اقای کعب عمیر به چاه انداخت صد عاقل در نخواهند اورد