• امروز : چهارشنبه - ۲۷ تیر - ۱۴۰۳
1

حال و روز دردناک کهن‌ترین شهر ایران

  • کد خبر : 2765
  • 19 مهر 1402 - 13:21
حال و روز دردناک کهن‌ترین شهر ایران
یادداشت: کهن‌ترین شهر ایران دیگر شباهتی به آن پایتخت افسانه ای و پرآوزه ای که توجه جهانیان را به خود خیره می کرد، ندارد

صدای جریده – عارف شریفی صرخه: گویا در این شهر هیچ نشانه ای از شکوه پایتخت افسانه ای و تاریخی عیلام باستان نیست، شاید اگر «اونتاش گال»، پادشاه بزرگ عیلامی و بنیانگذار زیگورات دورانتاش یا همان «چغازنبیل» زنده بود، به حال و روز الانِ شهر شوش می گریست، شهری گردشگرپذیر در شمال خوزستان که از کمترین امکانات محروم است، بازارش شلخته و کم رونق است، معابرش باریک و پر از چاله چوله، و مجسمه هایش اغلب یا به شوش ربطی ندارند یا اگر هم ربط دارند چشم ها را نمی توانند به خود خیره کنند. 

شوش که از دوران باستان، به عنوان مرکزی هنری، صنعتی، تجاری و سیاسی محسوب می‌شد، اکنون پهنه هایش از توسعه عقب افتاده و به کانون مشکلات و نارساییها تبدیل شده اند، البته نشانه های بسیار ناچیزی از توسعه و ایجاد فضای فراغت در نیمه شمالی شهر به ویژه در ساحل رودخانه شاوور مشاهده می شود، اما به نظر نمی رسد بتواند نیازهای شهروندان را برطرف سازد.

در شهر شوش که با ثبت دو اثر «چغازنبیل» و «محوطه باستانی» در فهرست یونسکو، آوزه جهانی دارد، خبری از ایده های خلاقانه برای ارتباط شهروندان با محیط شهری نیست، در این شهر که از اوایل هزاره چهارم قبل از میلاد مسیح، موجودیتش را در صحنه تاریخ نشان داده و شاخصه های بسیاری برای نمادسازی دارد، برای برندسازی شهری در آن، تلاشی نمی شود و نمادهایی شهری از هویت و شاخصه های خدادادی، باستانی و رخدادهای تاریخی شوش در سطح آن مشاهده نمی شود.

جاذبه‌ها و شاخصه‌های شوش، همچون قطعه‌های یک پازل هستند که باید هویت و فضای شهری شوش را تشکیل دهند. مثلا شوش که با ۳ رودخانه دز، کرخه و شاوور، به عنوان قطب کشاورزی و تولید گندم هم شناخته می شود، اما در این شهر، خبری از نماد خوشه‌های طلایی گندم در کالبد شهری نیست.

جالب است بدانید که شوش قطب اصلی شتر استان خوزستان و مهد اسب اصیل عرب نیز هست، اما از این قطعه های پازل هم به جز چند مجسمه بی حس و حال اسب، در فضای شهری خبری نیست.

باید پرسید آیا نمی توان زیگورات دورانتاش یا همان چغازنبیل را به شکل یک المان در سطح شهر نمادسازی کرد؟ چرا اثری از نمادها و المان‌های مجسمه آپادانا، و دیگر آثار نفیس باستانی در سطح شهر یافت نمی شود؟

چرا از ماجراهای پیغمبر دانیال علیه السلام یا دعبل خزاعی، بعنوان یک شاعر بزرگ جهان اسلام و متعهد شیعی، با مجسمه یا … نمادسازی نمی شود؟

چرا از چهره های قهرمان دوران دفاع مقدس در سطح شهر خبری نیست، فرحه دبات، نانوای جبهه در کجای شناسنامه شهر شوش قرار دارد؟ چرا برای پر کردن پازل و بازتولید شناسنامه شوش تلاشی نمی‌شود؟

نادیده گرفتن هویت شهر شوش از دوران باستان تا دوران جنگ تحمیلی، با تمام شاخصه های خدادادی و مردمی که با آنها شناخته می شود، حیات ذهنی شهروندان را با خطر جدی مواجه کرده است، حیات ذهنی ای که ناشی از حس تعلق به مکان سکونتی است که اکنون شبیه شهری با مشخصه و آوازه شوش، نیست!

از این گذشته نباید کمبود سرانه فضاهای فراغتی، فرهنگی و پارکینگ، وجود فضاهای بی دفاع و رهاشده، کمبود فضاهای عمومی و ضوابط نارسای ساخت و ساز شهر شوش را در مفهوم شهر زیست پذیر از قلم انداخت، به عبارتی دیگر، شهروندان شوش علاوه بر اینکه خود را در آینه کالبد و فضای شهری نمی بینند، بلکه امکانات کافی برای زندگی رضایت بخش در این شهر را نیز ندارند.

به گفته یک استاد دانشگاه، شهر همانند ارگانیسم یک بدن است، همانطور که اگر قلب بدن از کار افتاده و اندام‌ها به صورت نامتجانس عمل کند، فرسودگی شهر نیز موجب گسترس نامتجانس شهر، کاهش رضایت شهروندان، کاهش امنیت و نبود جذابیت شهری می‌شود، بنابراین انسان ها و شهروندان نباید فدای کالبد شهر شوند، زیرا همه تلاش کالبد یک شهر بر آن است که شهروندان حسی خوب داشته و از زندگی در شهر احساس رضایت کنند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : http://sedayejaride.ir/?p=2765

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.